چهارشنبه ، 09 فروردین 1396
حداقل
گالری تصاویر
شناخت پیشینه شهر و حوزه تاریخی توس
محدوده تاریخی توس
منطقه بندی در محدوده شهر تابران
بنای هارونیه
ارگ تاریخی توس
  • شناخت پیشینه شهر و حوزه تاریخی طوس درمیان کوه های هزارمسجد و بینالود دشتی حاصل خیز و کهن قرار دارد که به استناد یافته ها ومطالعات باستان شناسی از دیر باز محل استقرار انسان بوده و در متون اسلامی به ولایت طوس شهرت داشته است. این منطقه در حدود شانزده هزار و پانصد کیلومتر مربع وسعت دارد. بنا به گزارش برخی مورخان، توس وسعتی به مراتب بیشتر داشته است و برخی حد غربی آن رابحر دیلم (دریای خزر) شهرهای جرجان, طبرستان و قومس دانسته اند.[i] توس حوضه آبریز و بستر رودخانه کشف رود بوده و از برکت آن رود، آبادی های فراوانی در پهنه دشت طوس ایجاد شده است؛ و احتمالاً به پشتوانه همان آبادی ها که خاستگاه رویدادها و وقایع مهمی بوده اند، کشف رود پدیده ای اسطوره ای و مطرح در تاریخ روایی ایران بوده و در شاهنامه فردوسی, بارها از آن، نام برده شده است.[ii] در اواخر دوره ساسانی، ناحیه توس از توابع ابرشهر (نیشابور) بوده،[iii] درسده های اولیه اسلامی هم جزیی از ولایت نیشابور محسوب می شده است. در آن دوران ولایت طوس شامل ۴ شهر عمده به نام های تابران, نوغان, رادکان و ترْوغبذ بوده است. اشارات یعقوبی در البلدان؛[iv] ابن حوقل در صوره الارض؛[v] اصطخری در مسالک و ممالک[vi] و نویسنده گمنام حدودالعالم[vii] به این نکته اشاره می کند. ابن مهلهل در سده سوم هجری, توس را شامل دو شهر بزرگ و دو شهر کوچک دانسته و نوشته است که «مجموع آن چهار شهر را طوس می نامند».[viii] این مطلب به روشنی نشان می دهد در آن دوران, طوس ناحیه ای شامل چند شهر بوده است. مقدسی به نقل از بلاذری, طوس را همراه با نیشابور, قهستان و هرات, بخش اول از بخش های چهارگانه خراسان آورده[ix] و در جایی دیگر در توصیف آن نوشته است که «توس خزان های بزرگ و باستانی است که در شمار روستاهای نیشابور بوده است و در آن املاکی دارند که کشتزارها ودیم ها ومیوهستان ها و کانها دارد, پیرانی هم از آن برخاسته اند.»[x] وی در دنباله از تابران, به عنوان بزرگترین شهرهای طوس نام برده و نوشته است: «تابران بزرگ ترین شهرهای طوس است, بارو دارد. من از دور آن را به یثرب همانند کرده ام. بازار گرم, پیران بزرگوار, بازرگانان و درآمدها بسیار دارد. جامع در بازار است و آن را عبدالرزاق نقاشی کرده است. کاریزها و چاه های کم گود و پْرآب دارد. نرخ ها ارزان, هیزم بسیار و میوه نیکو دارد».[xi] شاید همان عظمت و رونق تابران, دیگر شهرهای طوس را تحت الشعاع قرار داده و از میانه سده پنجم هجری, خود نیز به «طوس» شهرت یافته است؛ چنان که وقتی «ابوعلی فارمدی» (۴۴۷- ۴۰۵ هـ. ق.) آهنگ دیدارِ «ابوالقاسم کرکانی» (در تابران) کرده, گوید: «روی به توس نهادم و چون به شهر رسیدم, جای او را بپرسیدم. گفتند او به محله کنبار نشیند, در مسجدی, با جماعتی از مْریدان خویش….»[xii] باوجودی که سمعانی (۵۶۲- ۵۰۶ هـ. ق.) در کتاب الانساب, طوس را یکی از شهرهای خراسان, وعبارت از دو شهر به نامهای تابران و نوغان و دارای هزار دهکده دانسته است [xiii] و نظامی عروضی در سال ۵۱۰ هـ. ق. در شرح وفات و خاکسپاری پیکر فردوسی, از شهر تابران و دروازه های رودبار و رزانِ آن شهر نام برده[xiv] و در وصف حال آن حکیم, تابران را توس نامیده و نوشته است: «فردوسی از مـردم توس و از دیـهی بوده از دیه هـای ناحیه توس که آنرا “پاژ” نامند»[xv] , در میانه سده ششم هجری, غالباً به تابران, «توس» می گفته اند؛ ازجمله در اسرارالتوحید که توسط محمدبن منور, در حدود ۵۷۴ هـ. ق. نوشته شده, بارها نام توس به میان آمده که همواره مراد همان تابران بوده است. به عنوان مثال در حکایتی آمده: «شیخ ابوسعید ابوالخیر هر وقت از مِهنــــــه به شهـــر توس می رفت, در آنجا در سرای سیدحمزه علوی در دروازه رودبار فرود می آمد».[xvi] یا در حکایت دیگری از پاژ نام برده و موقعیت توس را روشن تر بیان کرده است: «درآن وقت که شیخ ابوسعید از ریاضت فارغ شد و به میهنه باز آمد عزم نیشابور کرد و چون به دیه پاژ که بر دو فرسنگی شهر توس است رسید, از آنجا درویشی را پیش معشوق فرستاد که دستوری هست تا در ولایت تو آییم».[xvii] یاقـــــــوت حموی درسده هفتم همچنان طوس را یکی از شهرهای خراسان دانسته که دو شهر به نام های تابران و نوغان داشته است.[xviii] پس از وی کسانی ماننـــــــد نویسنده مراصدالاطلاع و آثارالبلاد نوشته او را تکرار کرده و باز برای آن دو محله به نام های تابران و نوغان برشمرده اند.[xix] مورخ و سیاستمدار بزرگ دوره مغول جوینی که همراه ایلخانان مغول بارها تابران را از نزدیک دیده و با نام و نشانش آشنایی کامل داشته, در همه جا از آن به عنوان «توس» نام برده و اطلاعات جالبی ارایه کرده است؛ از جمله:« … و کروکوز دار اقامت خویش طوس گردانید و بدانجا تحویل کرد و عمارت آن آغاز نهاد. از طوس نامی بیش نبود و در تمامت شهر پنجاه خانه مسکون نبود … و از آنوقت باز عمارت شهر و ناحیت آغاز افتاد».[xx]که مشخصاً منظور از توس شهر تابران است و اشاره به آبادی مجددِتابران بعد از حمله مغول دارد. از در اوایل سده هشتم هجری «طوس» را رسماً جایگزین تابران شده است. چنانکه «ابن بطوطه» در سال ۷۲۵ هـ. ق. به شهر طوس رسیده و آن را این گونه توصیف کرده است: «… و از شهر جام به شهر توس رفتم. توس یکی از بزرگ ترین وپرجمعیت ترین شهرهای خراسان است.»[xxi] نیز «مستوفی» در نزهه القلوب (۷۳۰ ه . ق.)، توس را در ۴ فرسنگی سناباد نشانی داده[xxii] که دقیقاً با تابران مطابق است . در متون معتبر از این دوره به بعد نامی از تابــران بـه میان نیــامده و به جای آن همواره طوس آورده شده است. به عنوان مثال «حافظ ابرو» در تاریخ خود (۸۲۳ه . ق.) توس را دقیقاً به جای شهر تابران آورده و در شـرح ولایــت تــوس, هیــــچ گاه از کلمـــه تابـران استــفاده نکرده است (۸۲۳ هـ. ق.)[xxiii] در مــتون نزدیک به دوره معاصر نیز همه جا عبارت «شهر طوس» به جای تابران آمده و مطلع الشمس در بخش مفصلی که راجع به طوس نوشته، پس از شرح مناطق و شهرهای مختلف منطقه طوس، هرجا که از خرابی های تابران قدیم یاد کرده واژه «شهر طوس» را برای آن به کار برده است. در حال حاضر «طوس» یا «فردوسی» عنوانی است که برای شهر قدیم تابران به کار می رود و مشتمل بر سه روستا به نام های توس علیا ، توس سفلی و اسلامیه محصور در حصار کهن تابران و همجوار با آرامگاه فردوسی است. «طوس» یکی از واژه های بسیار کهن ایرانی است که در اساطیر و تاریخ ایران حضوری قابل توجه دارد. این نام هم بر پهلوانی ایرانی و هم بر منطقه ای در خراسان اطلاق میشود. در یکی از بخش های اوستا نام طوس به عنوان یلی جنگجو آمده است که در برابر پسرانِ دلیرِ ویسه میجنگد و از ایزد بانو «اردویسوراناهید» تقاضای یاری می کند.تا کنون در باره این نام وجه تسمیه دقیقی ابراز نشده، ولی «بارتلمه» برای واژه tusa ریشه taos را پیشنهاد داده است. این ریشه دارای دو معنی خالی و رها است.[xxiv] «مایر هُوفر» ذیل واژه tusa او را قهرمانی دلاور و جنگاوری ایرانی می داند و در توضیح این کلمه ترکیب tusāspa را به معنی دارنده اسبِ رها شده می آورد.[xxv]به این ترتیب شاید بتوان ریشه taos را برای واژه tusa پذیرفت؛ که در واقع tusa از صورت ضعیف شده ریشه taos با تبدیل حرف s به s که در دوره باستان بسیار رایج بوده، آمده است. کلمه taosa که صورت افزوده واژه tūs است، در ترکیب اسم hu taosa نام همسر و خواهر ویشتاسپ نیز آمده است. بارتلمه taosa را اسم مذکر به معنی کسی که رانهای پهن و بزرگ دارد آورده که شاید، اشاره به توس، یل جنگاور مذکور در اوستا باشد. اما محل توس قدیم را احتمالاً می توان در غرب دشت وسیع توس جستجو کرد. این منطقه وسیع مشتمل بر سه تپه واقع در محدوده بین روستاهای «توپ درخت، «دوین» و «قره تپه» در شمالغربی مشهد و غرب تابران است.این سه تپه در فاصله بسیار نزدیک به هم در حدود ۵ تا ۶ هزار سال پیشینه دارد. قدمت و مخصوصاً وسعت تپه ها، به ویژه توپ درخت باعث این گمان میشود که توس قبل اسلام باید در منطقه ای وسیع و با عظمت بوده باشد. چنین محوطه عظیمی دردیگر نقاط دشت توس یافت نمی شود و علاوه بر آن، خاموشی حیات آن در اوایل دوره اسلامی، گمان مذکور را قویتر می کند. حیات این منطقه ظاهراً از قره تپه با قدمت حدود هزاره پنجم ق.م. آغاز می شود و سپس در تپه دوین با آثار معماری ادامه می یابد و در بزرگترین محوطه با پهنه حدود دو هکتار در اوایل اسلام خاتمه می یابد. به ویژه دوین در شأن یک قلعه بزرگ پیش از اسلام دیده می شود.این منطقه از جمله بهترین نقاط اقلیمی دشت توس است و در محل تلاقی دو شاخه کشف رود قرار دارد. منابع آب کافی مجاور آن زیستگاه کهن تا دهه های اخیر بخشی از آب مشهد را تأمین می کرد و علفزارهای انبوه آن و زمین های زراعی وسیع امکان اقامت را در آن بخش از دشت فراهم می کرد. موقعیت دفاعی آن محل نیز در مقابل تهاجم اقوام وحشی شرق و شمال شرق دشت توس مناسب بود و در مجموع قابلیت های یک زیستگاه بزرگ و مهم در شأن و اندازه شهر قدیم توس را داشت. نام توس تا دوره ساسانی مشخصاً در متون و منابع نیامده و درکتیبه های دوره هخامنشی، شهرهای شمال شرق کشور با نام ایالت پرثوه, جزیی از قلمرو امپراتوری هخامنشی آمده است. در دوره اشکانی نیز نامی از این شهر در دست نیست؛ اما در دروه ساسانی جز چند مورد که حوادثی در این شهر اتفاق می افتاده ، تاریخ توس را باید در لابه لای حوادث و تاریخ منطقه خراسان جستجو کرد. حضـــــور اقــــــوام بدوی ترک نژاد همچون هونها و سکاها که در آن سوی مرزهای شرقی ایران می زیستند و با حملات متوالی خود در نواحی شرقی آشفتگی را برای منطقه خراسان و دردسری را برای حکومت های مرکزی ایران به وجود می آوردند، از همان آغاز مشکل عمده شاهان ساسانی بود. این حملات و کشمکش های دراز به لحاظ سیاسی تأثیر زیادی بر تاریخ منطقه شرق ایران و به خصوص خراسان داشته است. در ابتدای دوره ساسانیان اردشیر پاپکان بنیانگذار آن سلسله ، پس از تصرف نواحی غربی، متوجه مناطق شرقی شد. او در نواحی سیستان و گرگان لشکرکشی هایی کرد و توانست از بقایای شاهزادگان اشکانی خلع ید کرده، این مناطق را در قلمرو دولت ساسانی درآورد. شاپور اول نیز در ناحیه نیشابور فرمانروایی تورانی به نام پهلیزک را کشت و دستور ساخت شهر نیشابور را داد.[xxvi] شاید بتوان این نظر را که نیشابور درتاخت وتازهای اقوام بدوی ترک نژاد, مرکزاداری امن تری نسبت به توس بوده است، تأیید کرد .[xxvii] در کتیبه کعبه رزتشت به نقل از شاپور، تمام سرزمین هایی که تا آن زمان به تصرف درآمده بود، ذکر شده و در مورد نواحی شرقی از سرزمین های مرو، هرات، سراسر ابرشهر، کرمان و سکستان نام می برد.[xxviii]حضور این اقوام بدوی در مرزهای شرقی ایران گاه پناه و پشتیبان خوبی برای مدعیان تاج و تخت سلطنت بود. به گونه ای که در زمان بهرام دوم ساسانی, برادرش هرمزد سکانشاه به حمایت عده ای از مردم سکایی و کوشانی سر به طغیان برداشت که در نهایت با شکست رو به رو شد. در زمان هرمزد دوم وی برای تسلط بر مناطق شرقی ناچار شد که با شاهدختی کوشانی ازدواج کند و آنان را به حفظ صلح وادارد. شاپور دوم نیز پس از متوقف شدن جنگ هایش در غرب، با طوایف جنوبی و سکایی در شرق که باعث ناامنی و آشوب شده بودند جنگید و آنان را مطیع و متحد خویش ساخت. برخی منابع محل وقـــــــوع مرگ یزدگرد اول ساسانی را شهـر توس درکنارچشمه سو می دانند.[xxix] در زمان بهرام پنجم آشوبهایی در نواحی شرقی توسط طوایف هپتالی صورت گرفت که سرکوب شد. حدوداً در همین دوران «موسی خورنی» ابرشهر را به عنوان یکی از استان های بیست و شش گانه ناحیه خراسان ذکر کرده که در سال ۴۳۰م. و به دنبال آن شهر توس در سال ۴۹۹م. به صورت اسقف نشینی نسُطوری درآمده بود.[xxx]در زمان یزدگرد دوم تاخت و تاز اقوام کیدار و خیون امنیت مناطق شرق را تهدید می کرد. یزدگرد نیروی خود را در نیشابور متمرکز ساخته و از آن جا حملات سختی علیه آن قبایل انجام داد و توانست آنها را مجبور به شکست وعقب نشینی به صحراهای ماوراءالنهر کند.[xxxi]در زمان پیروز، طوایف هپتالی به نواحی طخارستان وکوشان آمده وکیداریان رابه حدود رخج و بلوچستان رانده بودند. در زمانی که قباد به قدرت رسید و پس از آن که به دین مزدکی گروید، با مخالفت جدی روحانیون و نجبای دربار روبرو شد و نتیجه آن خلع وی از قدرت و روی کار آمدن جاماسپ برادرش بود. قباد دوباره به شرق و دربار هیاطله رو آورد و در مسیر حرکت به شرق به ابرشهر وارد و با دختر یکی از بزرگان شهر ازدواج کرد.[xxxii] قباد پس از دو سال به کمک هیاطله که مدت ها در میانشان زندگی کرده بود، توانست دوباره حکومت را به دست گیرد. در زمان خسرو انوشیروان قلمرو دولت هیاطله که کاملاً ضعیف و متزلزل شده بود میان ایران و خاقان ترک تقسیم شد و رود جیحون مرز ایران و سرزمین خاقان شد. در دوره حکومت هرمزد پسر انوشیروان مرزهای شرقی کشور باز هم توسط طوایف بدوی نواحی جیحون مورد تاخت و تاز قرار گرفت. در زمان حکومت خسرو پرویز، بسطام مرزبان خراسان بود. در سال ۶۱۶-۶۱۷ م. که کوشانیان در مرزهای شرقی مزاحمت هایی ایجاد کرده بودند، خسرو پرویز مرزبان سابق ورکان را با نیرویی به خراسان فرستاد. او توانست با سرعت بر نیروهای کوشانی حمله برد. کوشانیان عقب نشستند و او توانست در ایالت توس در استان ابرشهر اردو بزند.[xxxiii] حملات اقوام بدوی آن سوی جیحون به خراسان و آشفتگی های مرزهای شرقی تا پایان دوره ساسانی ادامه داشت؛ اما فتوحات مسلمانان در ناحیه غرب ایران توجه دولت ساسانی را ازمرزهای شرق کاست. اعراب پس ازفتح نواحی غربی ایران به مرزهای شرقی ایران پیش آمدند و در سال ۳۱ هجری ابرشهر وتوس وابیورد ونسا وسرخس برخی به جنگ و برخی به صلح به دست مسلمانان افتاد. در دروه ساسانی و تا سال ها پس از وروداعراب به ایران, حکمرانان توس و نیشابور را اصطلاحاً کنارنگ می گفتند و خاندانی بدین نام در تاریخ این منطقه مشهورند. واژه کنار از اسم karana که کلمه ای اوستایی و به معنی مرز, کنار و انتهاست گرفته شده.[xxxiv]که در نتیجه تحول زبانی و رسیدن به دوره میانه قاعده قلب در آن اتفاق افتاده و به واژه kanār با همان معنی تبدیل شده است. در زبان پهلوی واژه kanār و kanārang به معنی کنار, مرز, کناره و سامان است.[xxxv] درفرهنگ لغت فرس اسدی کنارنگ را مرزبان صاحب طرف می داند.[xxxvi] در برخی فرهنگها کنارنگ را حاکم ولایت دانستـــــه اند.[xxxvii] برخــــــــی کنارنگ را لقب حکمــــرانان ایالت مجاور شاهنشاهی کوشانی یا هیاطله می دانند[xxxviii] به طوری که گشنپ داد، که خاندانش از اواخـــــــر دوره اشکانی بر طبرستان حکومت می کردند, عنوان کنارنگی مرز هیاطله را داشت .او همانی بود که زمانی که قباد به آئین مزدک گروید, پیشنهاد قتل وی را داد.[xxxix] برخی اصل این واژه را کناریگ به معنی منسوب به کنار دانسته و آن را معادل واژه سریانی قنارق می دانند. شاید این اصطلاح در واقع یک منصب نظامی و کشوری بوده که به خاندان های ممتاز و اشــــرافی آن زمان اختصاص داشته است و گاه به صورت موروثی به یک خاندان محدود می شد. البته این اصطلاح با توجه به معنی آن میتوانسته برای حکمرانان مناطق مختلف سرزمین ایران به کار رود. به طوری که در برخی منابع آمده است اگر سفیری از ممالک دیگـــــر به دربار ساسانی میآمـــد، در مسیر راه کنارنگان ولایات از او استقبال و پذیرایی می کردند.[xl] اما در منابع بیشترین کاربرد این اصطلاح در منطقه شرق ایران و بخصوص شهرهای توس و نیشابور دیده میشود. برخی محققین معتقدند که مقام کنارنگی حداقل از زمان پیروز, پادشاه ساسانی تا سقوط این سلسله موروثی و شاید به دوران پیش از ساسانیان تعلق داشته که در لشگرکشی های اردشیر آزادانه خود را به انقیاد وی در آورده بودند.[xli] و پس از حمله اعراب به ایران نیز در ازای پرداخت مبلغی گزاف با اعراب صلح کردند و هم چنان به حکومت های محلی خود ادامه دادند به طوری که الحاکم مؤلف تاریخ نیشابور صریحاً به این مسأله اشاره می کند. کاربرد واژه کنارنگ به شکل های مختلف در متون نخستین پس از اسلام همچون «کناری» حاکم ابرشهر[xlii]، «کنازتک» مرزبان توس[xliii]، کُنار شاه نیشابور[xliv] نشان دهنده آن است که منصب مرزبانی و سرحدداری با عنوان خاص کنارنگی اختصاصاً به ولایات توس و نشابور تعلق داشته که هم امور حکومتی این نواحی را بر عهده داشتند و هم در زمان جنگ ها مانند سرداران دیگر زیر فرمان سپاهبدان نقشی اساسی ایفا می کردند. و از آن جا که عموماً این منصب در یک خاندان به شکل موروثی در می آمد خاندان هایی در خراسان به نام کنارنگیان مشهور بودند.در مقدمه قدیم شاهنامه ابومنصوری, یکی انساب ابومنصور عبدالرزاق را کشمهان کنارنگ میداند و در بیان انساب وزیر وی ابومنصور المعمری یکی از اجداد او را گرانخوار بن کنارنگ می نویسد.[xlv] و در توصیف دلاوری های کنارنگ -جد ابومنصور المعمری- در جنگهای مربوط به دروه خسرو پرویز سخنانی بسیار می آورد که هم نشان دهنده آن است که کنارنگی یکی از مناصب مهم نظامی بوده است که درجنگ ها در کنار شاهان ساسانی حضور داشتند و دیگر آنکه این منصب تبدیل به نام خاندانی درخراسان شده است که تا قرون ۴ و ۵ هجری همچنان از خاندان های شاخص این منطقه محسوب می شده اند. شخص ابومنصور عبدالرزاق که از خاندان کنارنگیان و بزرگ این خاندان بود و کنارنگی توس را برعهده داشته, در زمان سامانیان دوبار عهده دار امارت خراسان بود.[xlvi] منطقه ای نیز به نام کنارنگ در جلگه نیشابور واقع است که برخی معتقدند آتش فرنبغ در این ناحیه بوده است.[xlvii] در دوره اسلامی توس سرگذشتی متفاوت یافت.پناه آوردن یزدگرد سوم به حدود نیشابور و توس باعث شده تا کتاب ها اشارتی به این منطقه هم زمان با ورود مسلمانان داشته باشند. از مجموع این روایت ها، که عمدتاً شامل شرح حضور یزدگرد در توس و امتناع محترمانه کنارنگ (حاکم توس) از پذیرش شاهِ فراری در داخل شهر؛ سازش کنارنگ با اعراب و فتح خراسان به دست مسلمانان است, بر می آید که توس یکی از نواحی نیشابور و دارای اهمیتی قابل توجه بوده است.[xlviii]ماجرای گریز یزدگرد سوم وحمله عرب، پای توس وحاکم آن کنارنگ را در متون تاریخی بعد اسلام به میان می کشاند. یزدگرد که در پی شکست های پی در پی از مسلمانان از تعقیب آنها سوی خراسان هزیمت گرفته بود، به توس پناه برد. زمان این ماجرا در خراسان و حضور اعراب در متون تاریخی مورد اختلاف است و بنا به قراین، باید سالهای ۲۹تا ۳۱ هـ. ق. درست باشد. باز هم در این جا حضور کنارنگ حاکم توس پر رنگ است. او که دریافته بود پایانِ خوشی برای یزدگرد نیست، از پذیرفتن او در داخل حصار شهر خودداری کرد و با دادن هدایایی به شاه، به بهانه ناکافی بودن امکانات برای پذیرش شاه و خدم پر شمار او، یزدگرد را آواره راه مرو ساخت، حتی روایتی کنارنگ را تحریک کننده مسلمانان در حمله به خراسان می داند.[xlix] چنان که قبلاً ذکر شد این کنارنگ از خاندان نژاده ایرانی بوده که از چند نسل قبل حکومت توس را به عهده داشته اند. تدبیر وی در برابر مسلمانان، موقعیت وی را بعد از استقرار حکومت اسلامی در خراسان تغییر نداد و حتی خاندان او تا آخر حکومت امویان و آغاز انقلاب ابومسلم، در توس صاحب جاه بودند.[l]. در اوایل اسلام و با حمله اعراب، حاکم توس هم از این موقعیت استفاده کرده، با سازش با اعراب و پرداخت خراج به آنها، از در صلح درآمد و در جریان فتح نیشابور و حتی مرو, نقشی ایفا کرد.[li]مـــتون اشاره می کنند که در آن زمان هم توس در شمار ولایات نیشابور بود و میزان خراجِ تقدیمی توس به اعــراب, به نسبــت نـیـــشابور, این مـطلــب را تأیـــید می کـند. تا اواخر سده دوم هجری توس باستانی در جای خود استوار بود و پس از این زمان، به درستی مشخص نیست که به چه علتی ناگهان متروک و ویران می شود. حاصل این ویرانی را شهیــــــــد بلخـــــی (متوفی ۳۲۵ هـ. ق.) در اواخر سده سوم و اوایل سده چهارم هجری بیان می کند. و مسلم است که ویرانی مورد اشاره شاعر در نوغان و تابران نبوده؛ زیرا در آن دوران، آن دو شهر رونق داشته اند.[lii]شاید پس از ویرانی شهر توس مورد اشاره شهید بلخی, نوغان در اواخر سده دوم و یا احتمالاً در سده سوم هجری مرکز ولایت توس می شود. اما به قرینه منابع تاریخی و بر اساس نتایج اولیه مطالعات باستان شناسی, تا حدود سده سوم هجــــری آثاری دال بر اقامت در تابران دیـــده نشده و کهن ترین لایه های تمدنی و نشانه های اقامت در تابران در اوایل سده سوم هجری شکل گرفته است.در متون تاریخی چنین سرگذشتی از شهرهای توس به روشنی نیامده است و حتی بر اساس منابع و کتابها, چنین بر میآید که در تمام سه سده اول هجری نوغان مرکز توس بوده است. برای چنین ادعایی چند دلیل وجود دارد: دفن ربیع بن خُثیم (خواجه ربیع) از سرداران به نام عرب در نزدیک نوغان؛ وجود کاخ «حُمید بن قحطبه» حاکم خراسان در سناباد، در کنار نوغان و اقامت هارون الرشید خلیفه عباسی در آن نقطه و دفن او در همان جا؛ نیز حضور و شهادت حضرت امام رضا (ع) در آن نشانگر این است که نوغان، در توسِ سده های اول و دوم هجری مرکزیتی داشته است.تحقیقات باستانشناسی درمحدوده اولیه و اصلی نوغان صورت نگرفته تا اطلاع دقیق و مستندی از نوغان سده های اول و دوم هجری به دست دهد. کاوش باستانشناسی حریم حرم رضوی, که بنیاد اولیه ان در سناباد بوده, و بررسی محوطه باستانی دستگردان, که در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب حرم مطهر قرار دارد، نیز اگر چه اطلاعات ارزشمندی به ما داده؛ اما هیچ نشانهای از رونق و شکوفایی این منطقه (نوغان) در سده اول هجری به دست نداده است.[liii] تنها محوطه عظیمی که در دشت توس تطبیق پذیر با توسِ ادوار پیش از تاریخ, تاریخی و یکی دو سده اول اسلامی است، همان محوطه های باستانی توپ درخت و دوین واقع در حدود ۱۵ کیلومتری شمال تابران و محل التقای دو شاخه تشکیل دهنده کشف رود است. شواهد باستان شناسی نشان می دهد این محدوده عظیم باستانی تا ابتدای ظهور هنر و هویت اسلامی در منطقه، یعنی سده دوم هجری حیات داشته و درست در آستانه این تحول، ناگهان رشته حیاتش بریده شده است. به هر صورت می توان آن را یکی از هسته های اولیه گسترش اماکنِ پیش از تاریخ دشت توس دانست. متن هایی که فرار یزدگرد به خراسان و فتح توس و دیگر شهرهای خراسان به دست مسلمانان را شرح داده اند, اشاره ای به شهرهای توس نکرده و نام «توس» را به عنوان منطقه, و گاه به عنوان یک شهر به کار می برند و پیداست که این واژه به منطقه هم اطلاق می شده است. با استقرار مسلمانان در تمام خراسان و ورارود (ماوراء النحر), مرو نقشی مهم یافت و به همین سبب نقش مرزی این منطقه دگرگون شد و نیشابور و توس، هر دو زیر سایه حضور مرو قرار گرفتنـــــد؛ درنتیجه توس دردوره حکـــــومت عــــــرب نقش مستقلی بازی نکــــرد. با وجود این در جنگ های داخلی نامش برده شده و در زمان عبدالملک اموی (۶۸-۶۵ ق.) به وسیله گروهی از قبیله «بنو تمیم» اشغال شد. درمتون اشاراتی به حضور اعراب «طی» در توس هست. این حضور ناشی از مهاجرت عرب ها به خراسان در سده اول هجری است.[liv] البته منابع اضافه می کنند که بیشتر توسیان عجمی بوده اند. در واقع انتقال قدرت ناشی از ظهور اسلام در ایران،در توس به آرام ترین شکل خود صورت گرفت و انزوای نسبی آن به همراه حفظ قدرت کنارنگیان تا حدود میانه سده دوم هجری؛ نیز اکثریت عجمی با تمایلات ایرانی که در توس بود، بستر مناسبی برای تابرانِ سده های چهارم و پنجم فراهم آورد تا مهدِ تدوین حماسه ملی ایرانیان شود و خاطره ازلی قوم ایرانی را, در سرزمینی که پایگاه دفاع از مهاجمین اسطورهای توران و اقوام تاریخی ترک شمال شرق بود، جاوید سازد.[lv] حضور ابومسلم در خراسان و ظهور عباسیان در جهان اسلام تحولی تازه درمیانه سده دوم بود که توس هم از آن بی نصیب نماند. در حدود سال ۱۳۰ هجری ابومسلم خراسانی به حمایت از عباسیان برخاست و پس از تصرف مرو، سردار او «قحطبه» در تعقیب «نصر بن سیار» والی اموی خراسان و پسرش «تمیم»، توس و سپس نیشابور و قومس را در دست گرفت. منابع از توس به عنوان پایگاه نظامی تمیم یاد می کنند و پیداست که این شهر هنوز نقش نظامی خود را تا این زمان حفظ کرده بود. توس با جنگ و سختی بسیار، توسط قحطبه گشوده شد؛ ولی غنایم بسیار به یاران ابومسلم رسید.[lvi]با استقرار حکومت عباسی و تغییر امارت در خراسان، توس هم از این دگرگونی ها بی نصیب نماند. به نظر می رسد رونق نوغان و انحطاط شهر کهن توس از این زمان جدی تر شد. این امر می تواند چند دلیل داشته باشد: ظهور عباسیان تسلط کنارنگیان بر توس را برچید و اعراب, در صدر آن ها قحطبه, جای ایشان را گرفتند. به این ترتیب اعراب در منطقه قوت یافتند و رونق ییلاقِ حکومتی سناباد و تحرک در نوغان بیشتر شد. از طرف دیگر چند کشمکش پشت ســــر هم در خراسان و مجاورت توس، مانند قیام سنباد در نیشابور و شورش ابوالخصیب در نسا، که به خرابی در توس و نیشابور هم کشید، یا خروج حمزه آذرک و رافع بن لیث در سیستان که دامنه اش به خراسان هم کشیده شد و به خرابی دژ و شهر توس افزود و نوغان را به عنوان محل حضور والیان و سران عباسی تقویت کرد. این دو مکان تا این اندازه در این زمان مطرح بوده است. حضور و دفن هارون الرشید خلیفه عباسی و حضرت علی بن موسی الرضا (ع), دو شخصیت مشهور سیاسی و دینی آن زمان در نوغان، بر شهرت و اهمیتِ آن بسیار افزود.[lvii] این که ادریسی اشاره می کند نوغان در ابتدا (در اول سده سوم هجری) پای تخت طاهریان شد و در اواخر سده سوم هم این شهر مرکز توس بود و نیز این اشاره شهید بلخی در رباعی مشهور خود مبنی بر ویرانی توس, نشان می دهد که دیگر, توس کهن, در این حدود زمانی باید خالی از حیات بوده باشد. بررسی های باستان شناسی در محدوده شهر توسِ کهن هم کاملا مؤید این مطلب است. به این معنی که هیچ گونه اثری از سفال های اسلامی در این محدوده یافت نشد و آثار و شواهد نشان می دهد حیات منطقه در همین زمان خاتمه یافته است.[lviii] نیشابور در سده سوم مرکز تحولات خراسان غربی شد و در آن زمان شهر توس کهن از رونق افتاده و تابران که بعدها بزرگ ترین شهر منطقه شد تازه جان گرفته بود. شاید به همین دلیل چندان خبر و اثری از چگونگی اوضاع توس – که نوغان مرکز آن شده بود- در این زمان در دست نیست و آن قدر هست که سرزمین توس در شمار نواحی نیشابور بود. ظهور جدی و درخشان تابران و مرکزیت آن در عرصه توس در سده چهارم رخ داد. تابران که باید بعد ازسده سوم در آن مدنیت ظاهر شده باشد، در سده پنجم هـ. ق. مرکز ناحیه توس و مشهورترین شهرهای آن شد. این که چگونه نوغان جایش را به شهر نوظهور تابران داد، شاید چند علت داشته باشد و مسأله آب در این میان قابل توجه است.[lix] با خرابی توسِ کهن احتمالاً نوغان نمی توانست مستعد وسعت و رونق زیاد باشد و موقعیت تابران برای تأمین آب و رونق و آبادانی مناسب تر بود. این مسأله در چنـــد ســـده بعد که فراموشی و ویرانی تابران رافراگرفت و برخی ضرورت ها وتوجهات مشهد، (گسترده شده و در جایگاه نوغان قدیم) را مرکز منطقه ساخت، رخ داد ومنابع آبِ تابران ناگزیر به مشهد منتقل شد. از طرف دیگر شاید با ویرانی و فراموشی توسِ کهن, جمعیت ایرانی منطقه, نوغان را که وجه عربــــــی اش غالب بــــــود, مناسب سکــونت نمی دانستند و به این ترتیب در میانه توس کهن و نوغان و نزدیک به توس کهن تابران متولد شد تا به زودی عرصه رونق فرهنگ ایرانی و مرکز پاسداری از زبان پارسی گردد. به درستی مشخص نیست که وجه تسمیه تابران (طابران) که در متون به صورت «طوران» و «طبران» هم آمده، چیست و این که برخی آن را با قوم «تپوری» یا «سرزمینی سخت و محکم» مرتبط دانسته اند[lx]، قانع کننده نیست. تابران اولین بار توسط یعقوبی در شمار شهرهای توس آورده شده است (سده سوم هجری). با قدرت گرفتن سامانیان در ورارود در ابتدای سده چهارم هجری و آغاز نهضت ایرانی گری، تابرانِ تازه متولد شده در توس مرکز توجه شد. برخی نوشته های جغرافیایی سده چهارم و پنجم هجری، توس را با اما و اگرهایی در شمار نواحی نیشابور ذکر می کنند. گویا با شکوفایی تابران، مشکل می توانست آن را شهری وابسته دانست و گویا حتی برخی آن را ولایتی مستقل تلقی می کردند که مقدسی در پاسخ آنها آورده که توس تا این زمان هیچگاه مستقل نبوده است.[lxi] علاوه بر آن در سده پنجم هجری کلمه توس را برای شهر تابران به کار می بردند؛ در صورتی که قبل آن, توس ناحیــــــه ای بود که شهــرهای دیگری چون «نوغان», «رادکان» و «تروغبذ» را هم شامل می شد.[lxii]در ابتدای سده چهارم هجری عصر شکوفایی فرهنگ ایرانی, که با روی کار آمدن نصربن احمد سامانی (۳۰۰ هـ. ق.) رونقی یافته بود، در سرزمین توس – که به تعبیر مقدسی خزان های بزرگ و باستانی بود[lxiii]- هم به بار نشست. این روند اگر چه فرصت کوتاهی در پیش داشت و به زودی، حرکت ضد ایرانی سنیان ورارود و غلامان ترکِ دربار به استیلای ترکان بر ایران انجامید، از همین فرصت کوتاه نهایت بهره را برد و تا چند سده بعد، تابران به یاری رونق و شکوفایی پیشین پا برجا ماند. در سده های چهارم تا هفتم، به ویژه در سده چهارم، تابران توس روزگار پر رونقی گذرانید. دشت توس با آب فراوان خود بستر مناسبی بر کشاورزی مردم تابران فراهم کرده بود و علاوه بر آن، بازرگانی و تجارت هم از شکوفایی خاصی برخوردار بود.بافت جوراب و شلوار بند و تراش ظروف سنگی مهارت خاص مردمان این منطقه بود. علاوه بر آن معادن مس، سرب و فیروزه هم در توس وجود داشت. شهر تابران دارای بارویی محکم، مسجد جامع وبازارها و کارگاه های صنعتی مختلف بوده است.[lxiv] در زمان سلجوقیان، توس در عین حال که از رونق درونی و داخلی برخوردار بود، با بی مهری سلاطین رو به رو شد؛ ولی دانشمندان و رجال برجسته ای از آن برخاسته، در دیگر نواحی وبه طور عمده در شهرهایی که بیشتر کانون توجه بود، شکوفا شدند. خواجه نظام الملک (۴۰۸ تا ۴۸۵ هـ. ق.)، امام محمد غزالی (۴۵۰ تا ۵۰۵ هـ. ق.)، احمد غزالی (۴۵۴ تا ۵۲۰ هـ. ق.)، اسدی توسی (متوفی ۴۶۵ هـ. ق.) و شیخ توسی (۳۸۵ تا ۴۶۰ هـ. ق.) از آن جمله اند. دراین ایام خواجه نظام الملک وزیر شهیر آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی در زمان وزارت ۳۰ ساله اش توجهی به توس داشت و حتی مسجدی هم در تابران ساخت.[lxv] در ابتدای سده ششم هجری گویا تابران مدتی دچار قحطی و بلا بوده، این مطلب از نامه امام محمد غزالی به سلطان سنجر بر می آید[lxvi]؛ اما تابران در رهگذر زمان همچنان یکی از شهرهای مهم محسوب می شــــد. چنان که انوری شاعر معروف دربار سنجری در مدرسه منصوریه تابران تحصیل می کرد و باغ و مدرسه آن را ستایش کرده است.[lxvii] در نیمه دوم سده ششم هجری و بعد از حمله غزها، تابران از درگیری های سلجوقیان و خوارزم شاهیان و غوریان آسیب های جدی دید و سرانجام در اوایل سده هفتم هجری و طی سه نوبت حمله مغول (۶۱۷, ۶۱۸ و ۶۳۰ هـ. ق.) تابران توس به کلی خراب شد.[lxviii] مغولان در سال ۶۳۷ هـ. ق. «کورکوز» را به عنوان دومین حاکم خراسان برگزیدند و او با انتخاب تابران به عنوان مقر حکومتی, سیمای جدید و پر رونقی برای تابران رقم زد. به زودی شهر ویران شده آبادان شد و دوباره رونق و ارزش خود را به سرعت باز یافت.[lxix] پس از وی، امیر ارغون روی کار آمد (۶۵۴ هـ. ق.) وی حکومت تمام ایران را در دست گرفت و قبیله وی (جانی قربانی) به زودی در توس ساکن شدند.[lxx] بازماندگان این قبیله هم اکنون در بلوک چولایی خانه توس با نام جانی قربانی یا چولایی حضور دارند. درتمام دوره کرکوز و شماری از ایلخانان ، حاکم نشین خراسان توس بودند وبه همین سبب توس در حدود ۶۰ سال مرکز سیاسی خراسان بود و رونق فراوان داشت. سکه های فراوانی مربوط به این زمان که در توس ضرب شده، به دست آمده است. در سده هشتم هجری توس تاریخی پر ماجرا داشت و البته معمولاً جانی قربانی ها بر آن تسلط داشتند. تا حمله تیمور در اواخر این سده، توس حتی به دست آل کرت و سربداران هم افتاد. با ظهور تیمور از تفوق جانی قربانی ها کاسته شد و عاقبت یاغی گری یکی از همین امرای جانی قربانی -که توس را در اختیار داشت- بهانه ای شد تا میرانشاه پسر تیمور به تابران حمله برد و آن را به کلی ویران سازد (۷۹۱ هـ. ق.) به گونه ای که دیگر روی آبادانی به خود ندید.[lxxi] توس در دوره ایلخانی رونق فراوان داشت والبته عمـــــارت ها به محکمی و استواری ساختمان های قبل حمله مغول نبود. این امر ناشی از شتاب در ساخت و سازها و فراز و نشیب های فـــــراوان تاریـــــخ این دوره است. نیز بیشتر شهر از باغ ها و خانه باغ ها تشکیل می شد. حمله میرانشاه منجر به قتل ۱۲ هزار تن، خرابی ارگِ توس و ویرانی حصار توس و تمام بناهای شهر شد. چنان که بعد از آن, علی رغم تلاشی که شاهرخ و شیبک خان اوزبک در ۹۱۵ هـ. ق. برای ساخت مجدد شهر انجام دادند[lxxii]، روی آبادانی به خود ندید و به تدریج روستاهای کوچکی جایگزین آن همه آوازه و رونق شد. از این زمان به بعد دیگر عصر حیات تابران به سر آمده بود و روی توجه تاریخ به سوی شهری قرار گرفت که قرن ها با نام نوغان و از این زمان به بعد با نام مشهد در کنار تابران قرار داشت و جای این شهر را گرفت. با توجه تیموریان به مشهد و به ویژه بعد از آن در دوره صفویه با استقرار رسمی مذهب تشیع در ایران و توجه خاص صفویان به مشهد، نیز انتقال آبِ چشمه گیلاس در دو مرحله (دوره تیموری و دوره صفوی) به مشهد, امید حیاتِ دوباره تابران به کلی از میان رفت. بنا برشواهد باستان شناسی تابران توس در دوره صفوی دیگر به عنوان شهری وجود نداشته اما گویا از کهن دژ آن به عنوان زندان استفاده می شده و در آن حیات جاری بوده است. سفالینه های این بنا تا سده یازدهم هجری نیز دیده می شود که از رفت و آمد و توجه به کهن دژ، البته نه مانند دوره های گذشته حکایت دارد. ۱- احمدبن ابی یعقوب, البلدان, ترجمه محمد ابراهیم آیتی, بنگاه ترجمه و نشر کتاب, تهران۱۳۵۶, ص۵۳ ۲- ابوالقاسم فردوسی, شاهنامه, تصحیح متن م.ن. عثمان اوف, زیرنظر ع.نوشین, مسکو ۱۹۶۸م.؛ انستیتو ملل آسیا, انتشارات دانش شعبه ادبیات خاور, ج۷, ص۲۸۲, بیت۳۲۴؛ ص۲۸۴, بیت۳۶۵؛ ج۹, ص۳۴۶, بیت۴۲۲٫ ۳- احمدبن یحیی بلاذری, فتوح البلدان – بخش مربوط به ایران, ترجمه آذرتاش آذرنوش, انتشارات سروش, تهران ۱۳۶۹, ص۱۰۶٫ ۴- ابی یعقوب, همان کتاب, ص۵۳٫ ۵- ابن حوقل, سفرنامة ابن حوقل, ترجمه و توضیح دکتر جعفر شعار, انتشارات امیرکبیر, تهران ۱۳۶۶, ص۱۶۹٫ ۶- ابواسحاق ابراهیم اصطخری, مسالک و ممالک, به اهتمام ایرج افشار, شرکت انتشارات علمی و فرهنگی, تهران ۱۳۶۸, ص۲۰۵٫ ۷- گمنام, حدودالعالم من المشرق الی المغرب, به کوشش منوچهر ستوده, کتابخانه طهوری, تهران, ۱۳۶۳, ص۹۰٫ ۸- سید محمدکاظم امام, مشهد طوس, کتابخانه ملی ملک, تهران ۱۳۴۸, ص۸۸ به نقل از مسعربن مهلهل. ۹- ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی, احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، شرکت مولفان و مترجمان ایران، تهران ۱۳۶۱، بخش دوم، ص ۴۶۶ و ۴۶۷٫ ۱۰- مقدسی، همان کتاب, ص۴۶۷٫ ۱۱- همان کتاب, ص۴۶۷٫ ۱۲- محمدبن منور, اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید, تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی, انتشارات آگاه, تهران ۱۳۷۱, ج۲, ص۱۲۰- بخش تعلیقات. ۱۳- مشهد توس، , ص۴۴ به نقل از سمعانی. ۱۴- احمدبن عمربن علی نظامی سمرقندی, چهار مقاله, به تصحیح و اهتمام محمد قزوینی, انتشارات ارمغان, تهران بیتا, ص۸۱٫ ۱۵- چهار مقاله, ص۷۴٫ ۱۶- مشهد توس، ص ۴۵٫ ۱۷- ا سرار التوحید، ص ۲۰۶٫ ۱۸- مشهد توس، , ص۴۶ به نقل از یاقوت. ۱۹- همان کتاب, ص۴۷, به نقل از مراصد الاطلاع. ۲۰- همان کتاب, ص۴۹, به نقل از جوینی. ۲۱- ابن بطوطه, سفرنامه ابن بطوطه, ترجمة محمدعلی موحد, مرکز انتشارات علمی و فرهنگی, تهران ۱۳۶۱, ج۱, ص۱۹۷٫ ۲۲- حمدالله مستوفی, نزهت القلوب, تصحیح گ. لسترنج, انتشارات دنیای کتاب, تهران ۱۳۶۲, ص۱۵۲٫ ۲۳- شهاب الدین عبدالله خوافی (حافظ ابرو), جغرافیای تاریخی خراسان, تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهرام, انتشارات اطلاعات, تهران ۱۳۷۰, ص۵۹٫ ۲۴- holomac, Altiranisches worterbuch, Berlin, 1961. 25- Mayrho Fer, Iranisches Personennamenbuch, wien, 1966. 26- جاماسپ آسانا، متون پهلوی , گزارش سعید عریان, تهران, کتابخانه ملی ایران, ۱۳۷۱, ص۶۵٫ ۲۷- جمعی از نویسندگان، تاریخ ایران کمبریج, تهران, امیرکبیر, ۱۳۷۷, ج۳, قسمت دوم, ص۱۷۶٫ ۲۸- لوکونین, تمدن ایران ساسانی, ترجکمه عنایتالله رضا, تهران, علمی فرهنگی, ۱۳۶۵, ص۲۰۴٫ ۲۹- فردوسی, شاهنامه, چاپ مسکو, ج۷, داستان پادشاهی یزگرد اول, بیت ۳۲۴ به بعد. ۳۰- یوزف مارکورات, ایرانشهر, ترجمه مریم میراحمدی, تهران, اطلاعات, ۱۳۷۳, ص۳۸ و ۱۵۱٫ ۳۱- عبدالحسین زرینکوب, روزگاران ایران, تهران, سخن, ۱۳۷۴, ج۱, ص۲۰۵٫ ۳۲- دائرة المعارف بزرگ اسلامی, تهران, ۱۳۷۰, ج۲, ص۵۵۵٫ ۳۳- ایرانشهر, ص۱۳۴-۱۳۵٫ ۳۴- Altiranisches worterbuch. 35- Mackenzie, A concise pahlavi dictionary, london, 1961. 36- اسدی توسی, لغت فرس, تصحیح مجتبایی و صادقی, تهران, خوارزمی, ۱۳۶۵٫ ۳۷- علی اکبر دهخدا, لغتنامه, تهران, دانشگاه تهران, ۱۳۷۷؛ سلطانعلی اوبهی هروی, فرهنگ تحفه الاحباب, تصحیح تقی زاده توسی و ریاضی هروی, مشهد, انتشارات آستان قدس رضوی, ۱۳۶۵؛ قزوینی, بیست مقاله, تهران, ابنسینا, ۱۳۳۲, ج۲, ص۷۴ پاورقی. ۳۸- ریچارد. فرای, عصر زرین فرهنگ ایران, ترجمه مسعود رجب نیا, تهران, سروش, ۱۳۶۳, ص۲۹٫ ۳۹- میترا مهرآبادی, خاندان های حکومتگر ایران باستان, تهران, فتحی, ۱۳۷۲, ص۲۹٫ ۴۰- عبدالحی حبیبی, تاریخ افغانستان پس از اسلام, تهران, دنیای کتاب, ۱۳۶۳, ص۵۱۸٫ ۴۱- ایرانشهر, ص۱۵۰؛ پیگولوسکایا, شهرهای ایران, ترجمه عنایت الله رضا, تهران, علمی فرهنگی, ۱۳۷۲, ص۴۲۴٫ ۴۲- محمد جریر طبری, تاریخ طبری, ترجمه ابوالقاسم پاینده, تهران, اساطیر, ۱۳۷۵, ج۵, ص۲۱۵۶٫ ۴۳- بلاذری, فتوح البلدان, ترجمه آذرتاش آذرنوش, تهران, سروش, ۱۳۶۴, ص۱۶۰٫ ۴۴- ابن خرداد به, المسالک و الممالک, ترجمه حسین قره جانلو, ناشر مترجم, ۱۳۷۰, ص۳۲٫ ۴۵- بیست مقاله قزوینی, ج۲, ص۷۳ تا ۱۹۰٫ ۴۶- عبدالحسین زرین کوب, تاریخ مردم ایران, تهران, امیرکبیر, ۱۳۷۱, ج۲, ص۲۰۸٫ ۴۷- کریستین سن, ایران در زمان ساسانیان, ترجمه رشید یاسمی, تهران, دنیای کتاب, ۱۳۷۰, ص۲۴۱٫ ۴۸- شاهنامه, ج۹, ص۳۳۹؛ فتوح البلدان, ص۱۶۰؛ نیز «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» به نقل از محمدامین ریاحی, سرچشمه های فردوسی شناسی, پژوهشگاه, تهران, ۱۳۷۲, ص۱۸۰٫ ۴۹- دایرة المعارف اسلام, ذیل واژه «طوس», ترجمه سمبات قوطانیان, نشریه فرهنگ خراسان, س۴, ش۲-۱ (۱۳۴۱), ص۶۳٫ ۵۰- دایرة المعارف اسلام, ذیل واژه «طوس», نیز ب. اشپولر, تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی, ترجمه جواد فلاطوری, علمی و فرهنگی, تهران ۱۳۶۹, ج۱, ص۳۸؛ نیز «مقدمه شاهنامه ابومنصوری». ۵۱- اشپولر, ج۱, ص۲۶ و ۲۷٫ ۵۲- بنا به گزارش های مقدسی, ج۲, ص۴۶۷؛ نیز یعقوبی, البلدان, ترجمه محدابراهیم آیتی, بنگاه ترجمه و نشر کتاب, تهران, ۱۳۴۳, ص۵۳٫ ۵۳- گزارش حفاری اطراف حرم مطهر و بررسی دستگردان, موجود در آرشیو میراث فرهنگی خراسان. ۵۴- یعقوبی, ص۵۳٫ ۵۵- سرچشمه های فردوسی شناسی, ص۱۳ تا ۱۵٫ ۵۶- گردیزی, ص۲۶۴؛ اشپولر, ج۱, ص۷۰, زرین کوب, تاریخ مردم ایران, انتشارات امیرکبیر, تهران, ۱۳۷۱, ج۲, ص۴۶؛ نیز ابوحنیفه احمدبن داوود دینوری, اخبارالطّوال, ترجمه محمود مهدوی دامغانی, نشر نی, تهران, ۱۳۶۶, ص۴۰۲ و ۴۰۶٫ ۵۷- سرچشمه های فردوسی شناسی, همان صفحات؛ نیز مهدی سیدی «توس در دوره اسلامی», کتاب پاژ, شماره ۱۳ و ۱۴ (۱۳۷۳), ص۳۰ تا ۳۲؛ نیز مطهربن طاهر مقدسی, آفرینش و تاریخ, ترجمه و تعلیق شفیعی کدکنی, انتشارات آگه, تهران, ۱۳۷۴, ج۴ تا ۶, ص۹۶۷؛ نیز تاریخ سیستان, تصحیح ملک الشعرای بهار, ص۱۵۶ تا ۱۶۱٫ ۵۸- دایرة المعارف بزرگ اسلام, ذیل واژه «طوس». ۵۹- مقدسی (ج۲, ص۴۶۸) هم به کم آبی نوقان اشارهای صریح دارد. ۶۰- تقی بینش, «طابران توس», یادنامه ایرانی مینورسکی, به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار, دانشگاه تهران, ۱۳۴۸, ص۴۹ ۶۱- شناخت و معرفی آثار تاریخی منطقه تاریخی توس : ۶۲- —- ۶۳- ۶۴- پاژ : ۶۵- روستای پاژ در ۱۲ کیلومتری شرق توس و ۱۵ کیلومتری شمال مشهد واقع است. این روستا که شهرت خود را مدیون فردوسی است مرکز دهستان تبادکان است. پاژ به عنوان زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در جلگه ای هموار قرار گرفته و وسعت آن حدود ۸۰۰ هکتار است. در میانه پاژ تپه ای طبیعی و بلند است که به گمان برخی زیستگاه اولیه آن روستا است، در حالی که خانه های فعلی پاژخشت و گلی و جدید و آن تپه صرفاً یک عارضــــه طبیعی است و پاژ کهن که اکنون به صورت تپه ای بیضی شکل است، درسمت شمال غربــــی روستا و به فاصلـــه کمتر از یک کیلومتری آن قرار دارد. آن روستا مثل آبادی های دیگر کهن در میان حصار قرار داشته و خانه های به نسبت کوچک و متراکم آن بیشتر از خشت و گل و چینه بوده است. ۶۶- ۶۷- بقایای شهر تابران (شهر توس فعلی) : ۶۸- آن چه که امروزه بانام «شهر تاریخی توس» شهرت یافته و باهمین عنوان در فهرست آثار مل‍ی به ثبت رسیده, خرابه‌های یکی از چهار شهر عمده ناحیه توس در سده‌های ا‌ولیه و میانه اسلامی است که در آن زمان با نام تابران ثبت شده و اکنون در فاصله ۲۴ کیلومتری شمال غرب مشهد قرار گرفته است. این زیستگاه باستانی همچون سایر سکونتگاههای عمده ناحیه توس در کرانه رودخانه حیات بخش کشف‌رود شکل گرفته و بخش عمده آب مورد نیاز خود را از این رودخانه تأمین می‌کرده است. تابران توس طی صدها سال بر اثر عوامل مختلف همچون مرکزیت یافتن تدریجی نوغان ویرانگری های سپاهیان میرانشاه تیموری, انحراف آب چشمه گیلاس به مشهد توسط امیر علیشیر نوایی متروک و به ویرانه تبدیل گردید. پس از آن هر آن چه به صورت اتلال کوچک و بزرگ باستانی برجای مانده بود؛ در اثر فعالیت های کشاورزی ساکنین روستاهای توس سفلا, علیا و اسلامیه که از حدود ۱۵۰ سال قبل در میان بارو اقامت گزیده‌اند، به کل‍ی تسطیح و جهت آبگیر شدن به صورت دشتی هموار و مناسب برای زراعات تبدیل گردیده است. ساخت و سازهای رو به گسترش روستاهای مزبور نیز مزید بر علت شده و بر ابعاد تخریب لایه‌های باستانی دامن می‌زنند. به جز بقایای بارو، تنها دو عارضه شاخص از تخریب های لجام گسیخته جان سالم به در برده‌اند. یکی بقایای کهن دژ تابران واقع در گوشه شمالی محوطه که مشتمل بر ارگ مرکزی, بارو, خندق و بقایای معماری میان آن است و دیگری بخشی از یک مجموعه معماری در مرکز تابران که اکنون به نام «بقعه هارونیه» خوانده می‌شود. یکی دیگر از عارضه ‌هایی که تقریباً مشخص است, تپه‌ای است کم ارتفاع واقع در مجاورت روستای توس علیا و در میان قبرستان قدیمی. با توجه به آثار و بقایای معماری سطحی و شواهد موجود می‌توان پنداشت که به احتمال زیاد در این مکان بنای مهمی مدفون شده است. ۶۹- ۷۰- آرامگاه فردوسی : ۷۱- آرامگاه حکیم نام ‌دار توس در مغرب توس و مجاور دروازه رزانِ شهر تابران و در میان باغی بزرگ قرار دارد. پیشینه گورجای فردوسی به درستی معلوم نیست و احداث بنایی برگور حکیم در سده‌های اولیه بعدِ مرگش اثبات شده نیست. البته کسان بسیاری در سده‌های بعد به زیارت مقبره فردوسی شتافته ‌اند، ولی هیچ کدام توصیفی از بنای مقبره به دست نداده‌اند. به هر حال آن قدر پیداست که تا قبل از ویرانی کامل شهر تابران در سده دهم، گورجای فردوسی معلوم و زیارتگاه دوستدارانش بوده است؛ اما اثر و خبر واضح آن همچون سرنوشت تابران تا دوره قاجار به فراموشی سپرده شد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار و به امر «آصف الدوله» والی خراسان گروهی مأمور کشف مکان دقیق آرامگاه شاعر شدند و عاقبت، جایی که اکنون نیز بنای آرامگاه قرار دارد، در داخل باغی که در داخل دروازه رزان بود، محل قبر فردوسی تشخیص داده شد. بعد از آن بنایی کوچک بر سر مزار ساخته شد که چندان نپایید.چندی بعد و در زمان رضاه شاه پهلوی (۱۳۰۵ش.) با هم‍‍ت ادیبان و فرهیختگان خراسانی, مانند ملک‌الشعرا بهار، گروهی مأمور احداث بنایی باشکوه برای گور فردوسی شدند. بنای تازه در سال ۱۳۱۳ش. و هم زمان با جشن جهانی هزاره فردوسی افتتاح شد. این بنا به زودی به عل‍ت رعایت نشدن برخی مسایل فنی نشست کرد. به همین جهت از سال ۱۳۴۳ تخریب این بنا و بازسازی آن آغاز شد.در این بازسازی تلاش شد ظاهر قبلی ساختمان حفظ شود ولی فضاهای درونی تغییر کرد و وسیع‌تر شد. ساخت بنای مذکور در سال ۱۳۴۷ش. پایان یافت. باغ آرامگاه با ۶ هکتار وسعت, موزه, کتابخانه و تأسیسات رفاهی دیگری نیز درخود جای داده است. ۷۲- ۷۳- آرامگاه منسوب به غزالی : ۷۴- در سال ۱۳۷۴ نقطه ای در خارج حصار توس و در فاصله حدود یکصد متری از حصار که در میان آگاهان محلی به قبر غزالی شهرت داشت مورد کاوش قرار گرفت و منجر به کشف بقایای معماری و فضای سردابه ای سالمی شد که در مقایسه با مشخصاتی که در کتاب ” مهمان نامه بخارا” از بنای فرسوده آرامگاه غزالی داده شده بود مطابقت داشت. بنای کشف شده شامل دو طبقه بوده است. طبقه فوقانی که قبلاً گنبدخانه هشت ضلعی بوده و در حال حاضر تمامی آجرهای آن به جز یک یا دورج برداشته شده است و طبقه زیرین یا سردابه که صلیبی شکل و از سنگ ساخته شده است این فضا اگرچه به منظور سردابه ساخته شـــــده اما به دلیل این که دارای کاشی، کتیبه و محراب است این فرضیه را تقویت می کند که پس از مرگ صاحب آن مورد استفاده قرار گرفته و این امر نیز در مورد خانقاه غزالی گفته شده است. باوجود آن، هنوز انتساب محل به آرامگاه غزالی مسجل نشده است. ۷۵- ۷۶- بقعه هارونیه : ۷۷- تنها اثر پابرجا مانده از تابران قدیم, بنایی آجری است معروف به هارونیه که در دهه‌های اخیر به هم‍‍ت انجمن آثار مل‍ی و میراث فرهنگی خراسان مرم‍‍ت و سامان‌دهی شده است.عوام آن را زندان هارون‌الرشید (خلافت ۱۷۰ تا ۱۹۳ هـ. ق.) می‌دانند، در حالی که این بنا هیچ‌گونه ارتباطی به هارون پیدا نمی‌کند. برخی نیز این بنا را «خانقاه غزالی» دانسته‌اند که بنا به دلایل مختلف, احتمال ارتباط آن با امام محم‍‍د غزالی به کل‍ی مردود است. این موضوع در بخش مربوط به مقبره امام محمد غزالی به تفصیل بیان شده است.در متون و سفرنامه‌ها از آن با عنوان مسجد توس, آرامگاه و خانقاه غزالی و… یاد شده است؛ ام‍‍ا پلان بنا بیش از هر چیز به ساختمان خانقاه و یا آرامگاه شباهت دارد. قدمت آن هم به قبل از سده‌های هشتم و یا هفتم هجری نمی‌رسد؛ بنابراین احتمالاً در دوره‌های ایلخانی, آل کرت و یا سربداران ساخته شده است؛ام‍‍ا پیداست که پیش از آن در محل مزبور یا در پهلوی آن مسجدی وجود داشته, چون محراب آن در بیرون ضلع شمالی بنای فعلی حفظ شده است. شکل کل‍ی بنا شباهت بسیار به دیگر بناهای سده هشتم, مانند گنبد سلطانیه و مقبره لقمان سرخسی دارد.این بنا درسال های اخیر مرمت و گرداگرد آن فضاسازی شده است. سنگی هم به یادبود آرامگاه غزالی, به جای گورِ وی مقابل ورودی اصلی ساختمان قرار داده‌اند. ۷۸- ۷۹- بقایای پل گردوخشتی : ۸۰- به فاصله اندکی از بارو و در امتداد دروازه مرو، بقایای یک پل آجری در میان کشف‌رود برجای مانده است. به گفته یکی از اهالی سالخورده روستای عاشقان این بنا «گ‍ُردوخشتی» نامیده می‌شده و دیر زمانی است که بر اثر سیلاب منهدم گردیده است. پل در چند دهه قبل سالم بوده و در جنوب شهر توس در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی محل‌ عبور رهگذران بوده است. در هنگام بررسی آن چه از این پل مشاهده گردید, تنها یکی از پایه‌های آن به طول ۴ و عرض ۵/۱ متر بود که با آجر و ملات ساروج ساخته شده و نیمی از آن در میان رسوبات آبرفتی رودخانه مدفون است. پیش از این در کنار پل چشمه آبی وجود داشته که با همان نام پل خوانده می‌شده است. پل «گ‍ُردوخشتی», پل مقابل دروازه رودبار — بر اثر سیلاب منهدم شده‌اند و از این سه پل, تنها پل مقابل دروازه رودبار به دلیل نیاز ساکنین روستاهای جبهه شمالی رودخانه برای رفت و آمد به مشهد در جای آن بازسازی گردیده ام‍‍ا سایر پل ها به لحاظ عدم نیاز, دیگر بازسازی نشده‌اند. ۸۱- ۸۲- قبرستان سفالقان : ۸۳- دربرخی متون از قبرستان سفالقان نام برده شده که در مجاورت توس بوده و بسیاری از بزرگان وفرهیختگان توس در آن قبرستان مدفون شده اند.هم اکنون در جبهه شمال شرقی توس گورستانی شناسایی شده که حداقل دو آرامگاه از نوع برج مقبره در آن خاک برداری و کاوش علمی شده و یکی از آنها به امام محمد غزالی نسبت داده شده و دیگری متعلق به امیرزاده ایلخانی است که در سال ۷۳۷ ه. ق. در آن مدفون شده است. مقدار فراوانی قطعه آجر پراکنده در آن محل موجب شده که محل به “بجه خشتی” و “تپه خشتی” معروف شود و آن قطعات آجر بدون تردید متعلق به قبر و آرامگاه هایی است که در آن مکان وجود داشته است. بی تردید قبرستان سفالقان یکی ازنقاط مهم وقابل توجه باستانی وتاریخی توس است. ۸۴- ۸۵- قبرستان عاشقان : ۸۶- در فاصله حدوداً ۵ کیلومتری جنوب شرق شهر توس و ۱۵۰ متری شمال غرب قلعه خشت و گلی عاشقان و در حاشیه کشف‌رود، قبرستانی متروکه وجود دارد.در این قبرستان چندین سنگ قبر صندوقی شکل بزرگ و متوسط قرار دارد که همگی شکسته و به دو نیم شده‌اند. این سنگ قبرها از جنس سنگ صابون (کلرایت) است که معادن آن به فراوانی در کوه های اطراف مشهد وجود دارد و از قدیم‌الایام استخراج و به مناطق دور و نزدیک صادر می‌شده است. سنگ قبرهای مزبور با کتیبه‌های زیبای ثلث و نستعلیق و نقوش اسلیمی در تمامــــی سطــــوح سنگ ها به صـــورت نقش برجسته حجاری و تزیین شده‌اند. نحــــوه اجرا، پرکاری و نفایس این سنگ قبرها از تعل‍ق آنها به اشخاص مهم منطقـــه حکایت دارد. بر قاب ها و بدنه این سنگ قبرها اشعاری به عربی و فارسی و صلوات بر ائمه اطهار مکتوب گردیده است.قدمت سنگ قبرهای قبرستان عاشقان در مجموع به سده‌های دهم تا دوازدهم هجری قمری می‌رسد. ۸۷- زندگی نامه مشاهیر توس : شهرتابران توس طی ده قرن زندگی خود، یکی ازمراکز تمدن وفرهنگ کشور بوده وازاین رو تعداد زیادی ازمشاهیر را درزمنیه های ادب وفرهنگ ودانش های گوناگون در درون خود پرورده وبه جامعه ایران تقدیم کرده است. درمیان این مشاهیر به برخی ازآن ها که معروف تر واثرگذارتر بودند درزیر اشاره می شود. ابومنصور محمدبن عبدالرزاق : (وفات ۳۵۰ هـ.ق) محمدبن عبدالرزاق، ازبزرگ زادگان توس (قتل در۳۵۰ هـ.ق) وی مدتی حاکم توس بود وسپس سپهسالار خراسان شد. او نسب خویش را به شاهان قدیم ایران می رسانیده. درسال ۳۴۶ هجری وبه دستور ابومنصور، المعمری وزیر محمدبن الرزاق جمع آوری شاهنامه را شروع کرد او گروهی از فرزانگان ودهقانان را گردآورد وشاهنامه ای به نثر تألیف کرد. وی مقدمه ای که حاوی سلسله نسب خود وحاکم توس است برآن شاهنامه نوشته واضافه کرده است. فردوسی شاهنامه ابومنصوری را به نظم درآورد ومقدمه را عیناً درآغاز شاهنامه خود قرارداد. اصل شاهنامه منثور ابومنصوری ازبین رفته ولی مقدمه آن به برکت شاهنامه فردوسی باقی مانده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی : (ولادت ۳۲۹ یا ۳۳۰ هـ.ق وفات ۴۱۱ یا ۴۱۶ هـ.ق) حکیم ابوالقاسم حسن بن اسحق بن شرفشاه فردوسی توسی، سال ۳۲۹ یا ۳۳۰ هجری قمری در قریه “پاژ” ازقراء تابران توس به دنیا آمد. او ازطبقه دهقانان بود(درزمان ساسانیان به مالکین ونجبا دهقانان می گفتند). نام فردوسی را منصور ونام پدرش را حسن ضبط کرده اند. پدر فردوسی از زندگی مرفهی برخوردار بوده هم چنان که همه دهقانان ایرانی ازآن برخوردار بوده اند. بعضی گفته اند که حسن دارای باغ بزرگی بوده وآن را باغبانی می کرده نام این باغ فردوس بوده ومنصور تخلص خود “فردوسی” را ازاین باغ گرفته است. دهقانان طبقه ای ازمـــردم اصیل وبزرگوار ایــــران بودند وبه حفظ آثار نژادی وباستانی ایران علاقه ای فراوان داشتند وفردوسی نیز بنابرعلاقه وافر به ملیت وافتخارات ایرانی درحدود سال ۳۷۰ هجری به نظم شاهنامه پرداخت واین کار را قبل ازوی چندتن به نظم یا به نثر آغاز کرده اما به انجام نرسانیده بودند. چندتن ازبزرگان وامرای توس نیز فردوسی را درساختن شاهنامه کمک کردند. دوران حیات فردوسی با ضعف دولت سامانیان مصادف بود وانقلاباتی درخراسان رخ می داد که درنتیجه غلامان درخرید ترک، قدرتی یافته وبه عالی ترین مقام وسپهسالاری خراسان رسیده وعرصه را برایرانیان تنگ کرده بودند. فردوسی روحی حساس داشت ومشاهده این اوضاع، او را رنج می داد وقبول فرمانروایی ترک ها برای وی بسیار دشوار بود. احساسات رقیق ومیهن پرستی فردوسی شاهنامه را به وجود آورد. فردوسی باتأثر ازعوارض ورفتارهای ناپسندی که دراین سرزمین اعمال می کردند،‌ به جمع وتدوین داستان ها وافسانه هایی پرداخت که به نوعی روحیه سلحشوری وجوانمردی وحس آزادگی وآزادمنشی درآن ها موج می زد. فردوسی درمنظوم ساختن افسانه های موجود، هیچ گونه دخل وتصرفی نکرده و وقایع را بدان گونه که بوده به نظم کشیده است. او فقط ناقل و راوی داستان ها وافسانه های پیش ازخود وعصر خود بوده است وبدین لحاظ، سال های سال به جمع آوری وطبقه بندی حکایات پرداخت. نکته دیگری که وضع موجود عصر فردوسی را برما آشکارمی سازد، عمل فردوسی درپنهان سازی ایده وافکار خود است وآن چنان که ازاشعار او برمی آید، مدت بیست سال، سرودن شاهنامه را برمردم پنهان داشته ودرکنج خانه درگوشه تنهایی خویش بدون اطلاع دیگران، کار شاهنامه را دنبال کرده است. همی گفتم این نامه را چند گاه نهان شد زکیوان وخورشید وماه سخن را نگه داشتم سال بیست بدان تا سزاوار این گنج کیست این نهان کاری فردوسی متأثر ازناهنجاری های اجتماعی موجود درکشور بوده است که ناشی از رفتارهای نابخردانه هجوم گران بیگانه وهمچنین تعصبات کورکورانه حامیان و طرفداران همین متجاوزان بوده است. اما خود می گوید که کسی را می جسته است که شایسته وسزاوار این گنج باشد تا شاهنامه را به وی بسپارد واو دراین مدت بیست سال کسی را نمی یافته است. ازحوادث مهم زندگی فردوسی، مرگ فرزند ۳۷ ساله اوست که وی اندوه درونی خودرا ضمن مرثیه ای چنین بیان کرده است : مرا سال بگـــذشت برشصت وپنج نه نیکــــو بود گر بیازم به گنج مگر بهـره برگیـــرم ازپنـد خویش براندیشم ازمرگ فرزند خویش مرا بود نوبــــت، بــرفت آن جوان زدردش منم چـون تن بی روان جوان را چو شد سال برسی وهفت نه بر آرزو یافت گیتـــی ورفت استاد بزرگ وسخن سرای نامی توسی، پس ازسی وپنج سال رنج وزحمت وصرف عمر ومال، نظم “شاهنامه” را به انجام رساند واین شاهکار عالی ادبیات جهانی را به پایان آورد ودرحدود سال ۳۹۵ هجری آن را نزد سلطان محمود غزنوی برد وابتدا به کوشش ابولعباس فضل بن احمد اسفراینی وزیر سلطان محمود به نزد سلطان رفت، اما به استاد آن گونه که شایسته بود اهمیت داده نشد و وی رنجیده خاطر گردید وازغزنین بیرون آمد ومدتی متواری شد. سپس به توس رفت وشاهنامه را برداشت وبه طبرستان سفر کرد ونزد “سپهبد شهریار” فرمانروای طبرستان رفت وخواست تا شاهنامه را به نام او کند، ولی او نپذیرفت وگفت درباره تو بدگویــــی کرده انــــد وبه زودی سلطان تو را می خوانــــد وحق زحمت تو را می گزارد، وتو شاهنامه را به نام محمود بگذار. فردوسی پس ازآن به توس بازگشته ودرموطن خود مسکن گزید. چندی بعد به کمک احمدبن حسن میمندی سلطان محمود فردوسی را به خاطر آورد وازرفتار خود نسبت به او پیشمان گشت وجایزه گران بهایی برای او به توس فرستاد. اما این جایزه هنگامی رسید که فردوسی چشم ازجهان فروبسته بود. استاد توس درسال ۴۱۱ هجری درگذشت ودربیرون دروازه درباغی که ملک خود او بود دفن شد واکنون آرامگاه وی درهمان جاست. او را خارج ازشهر درملک شخصی اش دفن کردند، زیرا بنابرگفته غروضی، یک نفر واعظ (مذکر) مسلمان پافشاری کرد که جنازه مرد رافضی درقبرستان عمومی مسلمانان گذاشته نشود. خبر دیگری نیز نقل می شود مبنی براین که سلطان محمود این مذکر را برای فضولی که کرده بود، فرمود که ازشهر برود که به نظر می رسد ناشی ازعشق ومحبتی است که مردم توس به حق نسبت به هم شهری خود داشته اند. شیخ توسی : (ولادت ۳۸۵ هـ.ق وفات ۴۶۰ هـ.ق) ابوجعفر محمدبن حسن بن علی توسی، که او را گاه “شیخ توسی” وگاه “شیخ الطایفه” خواند، یکی ازسه محمدیست که اصول اربعه شیعه را گردآورده اند. وی ازبزرگان فقها درعهد خود ورئیس مذهب امامیه بوده است. تولدش در رمضان سال ۳۸۵ هـ.ق درتوس بوده است دربیست وسه سالگی (۴۰۸ هـ.ق) دراثر انقلابی به نجف رفت وسکونت گزید. شیخ توسی ابتدا نزد شیخ مفید وبعد نزد سید مرتضی علم المهدی وابن غضائری وغیره شاگردی کرده است. تحقیقات او درحدیث وتفسیر و وفقه ورجال وکلام وادب مرجع علمای شیعه است وی درشب دوشنبه ۲۲ محرم سال ۴۶۰ هـ.ق وفات یافته ودرخانه خود درنجف به خاک سپرده شده است. تألیفات عمده وی عبارتست از: دوکتاب تهذیب واستبصار، هردو ازکتب اربعه شیعه- کتاب نهایه- کتاب مفضح درامامت- فهرست کتب الشیعه واسماء المصفین- کتاب عمده درعلم اصول- کتاب اختیارالرجال- کتاب مبسوط درعلم فقه- تبیان درتفسیر دربیست مجلد- رساله درتحریم فقاع- هدایة المسترشدین دراصول عقاید- کتاب مقتل الحسین- کتاب اخبار مختاربن ابی عبیده- کتاب غیبت- النهایة- کتاب الخلاف کتاب الجمل والعقود، کتاب یوم دلیله، تلخیص شافی، مناسک الحج وغیره. نظام الملک توسی : (ولادت ۴۰۸ یا ۴۱۰ وفات ۴۸۵ هـ.ق) قوام الدین، ابوعلی حسن بن ابی الحسن، علی بن اسحاق بن عباس توسی، ملقب به رضی امیرالمومنین (ولادت ۴۰۸ یا ۴۱۰ قتل ۴۸۵ هـ.ق) وزیر ودانشمند دوره سلجوقیان درنوغان توس ولادت یافت. درتوس ونیشابور ومرو فقه وحدیث آموخت. آن گاه دربلخ به خدمت ابوعلی ابن شاذان درآمد وبه دبیری وی اشتغال جست وچون ابوعلی بعد ازاستیلای سلجوقیان به بلخ به وزارت چغری بیک رسید، نظام الملک را به وزارت برگزید(۴۵۱ هـ.ق). چون چهارسال بعد پس ازمرگ عم خود طغرل (۴۵۵) به سلطنت رسید، عمیدالملک کندری را خلع کرد ونظام الملک را به جای او وزارت ممالک سلجوقی داد وازاین پس وی دروزارت باقی بود تا در۴۸۵ به سبب اختلاف باترکان خاتون برسر جانشینی ملکشاه وترجیح برکیارق برمحمود وسعایت مخالفان، به قولی ازوزارت برکنارشد وبنا به بعضی اقوال دست او را ازکارها کوتاه کردند واندکی بعد در راه بغداد درصحنه به دست یکی ازفدائیان حسن صباح، به قتل رسید. (رمضان ۴۸۵ هـ.ق) مجموع مدت وزارت نظام الملک سی سال بود ودراین مدت وی درحل وعقد امور مملکت دخالت کامل داشت وبسیاری ازفتوحات سلجوقیان وپیشرفت های آنان درامور داخلی مملکت مدیون کاردانی وکفایت او بود. نظام الملک به سبب اراداتی که به فقیهان داشت مدارس بسیار بنا نهاد که پس از وی به مدارس نظامیه معروف شد. خواجه ازنویسندگان چیره دست نثر فارسی به شمارمی رود وکتاب سیاست نامه او ازجمله کتب فصیح زبان فارسی است. علاوه برآن مکتوبی ازوی به پسرش در است که به نام وصایای نظام الملک یا دستورالوزراء معروف است. احمد غزالی توسی : (وفات ۵۲۰ هـ.ق) احمدبن محمدبن احمد غزالی توسی برادر کهتر امام حجة الاسلام ابوحامد محمد غزالی درتوس متولد شده ومانند برادر پس ازفوت پدر تحت تعهد ونگاهداری احمد رادکانی قرار گرفت ومقدمات تحصیل علوم دینی را نزد او آموخت. احمد ازجمله فقهای شافعی بود وبه وعظ علاقه داشته است ومصاحبت مشایخ می کرده وبه خلوت وعزلت پرداخته تا زبان او برطریقت قوم بازشده وبراحکام تصرف مسلط شده است. از او حکایتی نقل می کنند: “میل و رغبت محمد غزالی به سیر وسلوک ازاین جا برخاست که، روزی احمد برادر کهترش به وی اقتدا کرده بود. دراثنای نمازجماعت، احمد قصد فرادی کرد ونماز را تنها به اتمام رسانید. این خبر را به محمد غزالی برداشتند. از احمد علت عدول پرسید، گفت : ای برادر، تا تو درنماز بودی ما پیرو تو بودیم، چون رفتی که استرت را آب دهی، ما جدا شدیم. محمد گفت سبحان ا… العظیم، درست گفته اند که ایشان جاسوس قلوبند. من دراثنای نماز به یاد استر خود افتادم که او را آب نداده وباخود گفتم چون به خانه روم بفرمایم تا او را آب دهند، و باز گفتم خود او را آب دهم. همانا ابولفتوح به نور معرفت راز درون مرا دریافته است. غزالی ازآن روز به خیال عزلت وانقطاع افتاد تا آن جا که ریاست وتدریس را ترک کرده و انزوا گزید. احمد غزالی درطریقت مانند برادر خود مرید ابوبکر نساج بود. وعین القضاة همدانی و شیخ ابولنجیب سهروردی عبدا… بن سعد وشیخ ابولفضل بغدادی ازتربیت شدگان وی اند. درهمدان وعظ می کرده وسپس به بغداد رفته ودربغداد درمجالس وعظ، قبول تمام یافته و۸۳ مجلس ازمجالس وعظ او را صاعدبن فارس سبانی املاء کرده است. مدت ۱۰ سال (از۴۸۸ تا ۴۹۸ هـ.ق) به جای برادر، درمدرسه نظامیه بغداد درس داده و ظاهراً به قزوین برگشته وبابرادر مکاتبه داشته وتا ۱۶ سال پس ازمرگ برادر زنده بوده و احتمالاً به سال ۵۲۰ هجری درقزوین درگذشته وهمان جا مدفون گردیده است. از تألیفات اوست کتاب لباب الاحیــــاء در تلخیص کتاب احیاءالعلوم- کتاب الذخیره فی علم البصیرة وسوانح العشاق به فارسی که لمعات عرافی برآن طریقه تألیف شده است. به عربی وفارسی هردو شعر می گفته وپاره ای ازمکاتبات او بابزرگان زمان خود باقی مانده است. امام محمد غزالی توسی : (ولادت ۴۵۰ هـ.ق وفات ۵۰۵ هـ.ق) ابوحامد محمدبن احمد غزالی توسی باکینه ابوحامد وملقب به حجة الاسلام دانشمند معروف دوره سلجوقی درسال ۴۵۰ هـ.ق (۱۰۵۸ میلادی) درتوس خراسان چشم به جهان گشود. وی درفقه وحکمت وکلام سرآمد عصر بود. پدرش مردی متعبد بود وبافندگی داشت ولقب غزالی به مناسبت پیشه اوست. هنگامی که محمد وبرادرش احمد کودک بودند پدرشان درگذشت وآن دور درکف حمایت ابوحامد احمدبن محمد رادکانی قرارگرفته ومقدمات علوم دینی را نزد وی آموختند. غزالی پس ازمدتی تحصیل درتوس وگرگان به نیشابور رفت ودرخدمت امام الحرمین ابوالمعالی جوینی فقیه به تحصیل فقه وکلام پرداخت ودرهمه علوم دینی عصر خود استاد مسلم گردید و با این حال تا سال فوت امام الحرمین همچنان درخدمت وی باقی ماند. سپس درنیشابور به خدمت خواجه نظام الملک وزیر ملکشاه سلجوقی رفت ودرنتیجه مناظره ای که درمجلس این وزیر ترتیب داده شد فضیلت ومقام وی برخواجه معلوم گردید. پس از۸ سال یعنی درسال ۴۸۴ هـ.ق (۱۰۹۱ م) نظام الملک منصب تدریس مدرسه نظامیه را به غزالی که درهنگام تدریس ۳۵ ساله بود تفویض کرد وی درمدت چهارسال تدریس به اوج اشتهاد رسیـــــد، چنان که سیصـــد تن ازبزرگان علما درمجلس وی حاضر می شدند وازمحضر او بهره مند می گردیدند. دراین تاریخ غزالی ناگهان، دچار یک انقلاب روحی شد ویک باره ازتدریس وکلیه مقامات دنیوی چشم پوشید ومنصب مدرسی را به برادرش احمد واگذار کرد وراه سغر مکه پیش گرفت واز آن جا متوجه شام شد ودرجامع دمشق اعتکاف کرد وچندی بعد به بیت المقدس ومصر رفت وازآن جا متوجه خراسان گردید وبه توس رفت واقامت گزید. مدت نه سال گوشه گرفت ودرهمین زمان بود که قسمت عمده آثار گران بهای خود را تألیف کرد. دراین مدت دراز، بااین که غزالی گوشه گیری گزیده بود، هنوز مردم عصر وبزرگان، در وی به چشم بزرگی می دیدند، ودرخانه وی آمد وشد وازمحضر وی استفاده می کردند. وهمین رفت وآمدها، نوعی وسوسه درمزاج غزالی حاصل کرد که کم کم به انزوا پایان بخشید. ودرست مصادف همین حال فخرالملک او را برای تدریس نظامیه نیشابور دعوت کرد وغزالی دعوت وی را پذیرفته به سال ۴۹۹ ازتوس به نیشابور شد، ودرمدرسه نظامیه نیشابور به تدریس و وعظ وارشاد مردم پرداخت، ونیز یک دوره چهارساله دیگر را به این نحو گذرانید، تا یک بار دیگر هیجانی روحی در وی پدید آمد واین بار یک باره ترک همه علایق گفت وبه سال ۵۰۳ به توس بازگشت ودرخانه خود به روی آشنا وبیگانه بست، وبااین که سلطان سنجر بار دیگر او را به تدریس خواند. غزالی ازرفتن سرباز زد وعذرخواست وهم چنان درخانه خود منزوی بود. تا دوسال بعد به سال ۵۰۵ (۱۱۱۱ م) که فقط پنجاه وپنج سال ازعمر وی گذشته بود ودریایی ازدانش فراهم ساخته ومدفون نموده بود، درهمان جا چشم ازجهان فروبست ودرطابران توس به خاک سپرده شد. غزالی باآن که ازمخالفان فلسفه بود درنتیجه سفرها وسیر وسلوک مقالات وگفتارش چاشنی عرفان پیدا کرده ومورد تکفیر فقیهان قرارگرفت وخلقی به آزارش همت گماشتند. غزالی یکی ازدانشمندان جامع ایران است که درغالب علوم متداوله عصر احاطه داشته است واو را باید یکی ازبزرگ ترین علمای مذهبی وفلسفی واخلاقی وادبی اسلامی دانست، وعده ای از محققین شرق وغرب درهرباب درآثار وی مطالعاتی کرده وکتاب ها نوشته اند. بااین که زندگی درازی نداشته وبسیاری ازاوقات خود را صرف معاشرت ومسافرت و وعظ وتدریس نموده ازکسانی است که آثار بسیار ونوشته های گوناگون ازوی به جا مانده است، چنان که شماره تألیف وی را تا یکصد وسی شمرده اند که در رشته های مختلف فقه، تفسیر، اصول، کلام، اخلاق، اخبار ومتفرقه است وعنوان همه این تألیفات مدون است وازآن جمله ” کیمیای سعادت” و”نصیحة الموک” او به فارس بسیار شیوا وسایر آن آثار به زبان تازی ومهم ترین اثر وی دوره مفصل ” احیاء علوم الدین” به زبان تازی است. وازدیگر آثار او می توان تهافت الفلاسفه، مکاتیب المنقـــذ من الضلال، جواهرالقرآن، شفاء العلیل، منهاج العابدین، الجام العوام عن علم الکلام، المستصفی من علم الاصول، عقیدة اهل السنه را نام برد. اسدی توسی : (وفات ۴۶۵ هـ.ق) ابونصر علی بن احمدتوسی، متخلص به اسدی شاعر وحماسه سرای ایرانی قرن پنجم است. ولادت او دراواخر قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم صورت گرفته ودوره بلوغ او درشاعری مصادف باانقلابات خراسان وغلبه سلجوقیان برآن دیار وبرافتادن حکومت غزنویان ازآن ناحیه بود. ناگزیر وی خراسان را ترک کرد وبه مغرب ایران روی آورد ودرآذربایجان اقامت گزید. درآن جا با امیرابودلف پادشاه نخجوان وشجاع الدوله ابوشجاع منوچهربن شاوور ازپادشاهان شدادی ارتباط یافت. شهرت او بیشتر به واسطه نظم ” گرشاسبنامه” است که به تقلید ازشاهنامه فردوسی نوشته وآن را درسال ۴۵۸ هجری درنحجوان به نام ابودلف حکمران اران ونخجوان به نظم آورده ودرساختن آن قدرت طبع نشان داده است. غیر ازگرشاسبنامه، اثر نفیس دیگری نیز به نام ” لغت فرس” ازخود به یادگار گذاشته، که در آن لغات فارسی را معنی کرده وازشعرای پیش ازخود شواهدی آورده است. ونیز یادگاری دیگر نیز ازاسدی باقی است وآن درکتاب ” الابنیة عن حقایق الادویة” تألیف ” ابومنصور موفق هروی” است که درسال ۴۴۷ به خط خود نوشته وامروز ازکهن ترین نسخ فارسی ودرجهان منحصر به فرد است. اسدی توسی به سال ۴۶۵ هجری وفات یافته است. ازدیگر آثار او مناظرات (قصایدی درمناظره بین دوچیز یا دوکس مانند روز وشب، مغ و مسلمان) وقطعاتی ازشعرش باقی مانده است. خواجه نصیرالدین توسی : (ولادت ۵۹۷ وفات ۶۷۲ هـ.ق) نصیرالدین ابوجعفرحسن توسی معروف به خواجه نصیر یا محقق توسی وملقب به استادالبشر افضل علمای عصر خود وازبزرگان علما ریاضی ونجوم وحکما ومتکلمین و فقهای شیعه اسلام درقرن هفتم ونیز ازوزراء آن عصر است. وی درجهرود قم تولد یافته وپس ازکسب علوم وکمالات عقلی ونقلی به توس رفته ومدتی اقامت جسته ودراثر شهرتی که یافته بود، اسماعیلیه قهستان وی را نزد خود بردند وبه تشویق محتشم قهستان ناصرالدین عبدالرحیم بن ابی منصور که مردی فضل پرور بود، کتاب تطهیرالاعراق یا کتاب الطهاره ابوعلی مسکویه را ازعربی به فارسی ترجمه وتهذیب کرد که مشهور به اخلاق ناصری است. خواجه نصیر درسال ۶۵۴ پس ازتسلیم ملاحده قهستان، به هلاکو معرفی شد وبرای نجات مسلمانان ازخون ریزی های آن مرد سفاک به خدمت او درآمد وباتدابیر خاصی ازخرابی شهرها وکشتار دستجمعی مردم به دست هلاکو جلوگیری کرد وتا آخر عمر درخدمت مغولان به سر برد ودر۶۵۷ هجری به امر هلاکو درمراغه رصدی ترتیب داد وخلاصه رصدهای این زیج را درکتابی به نام “زیج ایلخانی” مدون ساخت. اهمیت خواجه به چند امر است : ۱- در اوان غلبه مغول وحشی، درجمع کتاب وجلوگیری ازتلف شدن کتاب خانه ها، سعی بلیغ به خرج داده وکتاب خانه اش بیش ازچهارصدهزار مجلد کتاب داشته است. ۲- دراثر تقرب به هلاکو عده ای ازاهل علم وادب را به تدبیر ازمرگ نجات بخشیده است. ۳- دلباخته اشاعه علوم وتدوین کتب وتربیت شاگرد وتحقیق بوده وجمع کثیری را تربیت کرده است مرگش دربغداد به تاریخ ۱۸ ذیحجه سال ۶۷۲ اتفاق افتاده ودرکاظمیه مدفون شده است. خواجه، دراکثر علوم استاد بوده وبه فارسی وعربی درآن ها تألیفات دارد، ولی بیشتر به حکمت وبه خصوص ریاضی مشهور است ومهم ترین آن ها عبارتند از: تجریدالکلام یا تجریدالاعتقاد (دراثبات عقاید طایفه شیعه امامیه). تحریر اوقلیدس (درهندسه). تحریر بحسطی (درهیئت)- شرح اشارات بوعلی سینا (درحکمت)- اوصاف الاشراف (به فارسی درتصوف)- اخلاق ناصری (به فارسی درحکمت علمی واخلاق)- اساس الاقتباس (به فارسی درمنطق)- تذکرة نصیریه (درهیئت)- معیارالاشعار(به فارسی درعروض وقافیه)- رساله سی فصل (درمعرفت تقویم)- رساله دراسطرلاب- زیج ایلخانی- جامع الحساب- رساله درجیر وقدر وکتبی به زبان عربی درمنطق وهیئت وهندسه از او باقی مانده است. شریف الدین توسی : (وفات ۶۰۹ هـ.ق) مظفربن محمدبن مظفر، ریاضی دان ومنجم به نام (فوت ۶۰۹ هـ.ق) وی اصلاحاتی دراصطرلاب انجام داده وشرح آن را درکتاب المسطح آورده است. به جز شخصیت ها ومشاهیر بالا‌ مشاهیر دیگری نیز همچون امیرعلی شیرنوایی، مقدسی مولف احسن التقاسیم، نظامی عروضی سمرقندی، عطاملک جوینی، شیخ بلقسم کرکانی، فخرالدین مارشکی توسی، ابن بطوطه، حمدا… مستوفی محمدبن اسلم، ابوبکر نساج توسی، ابولقاسم کرکانی، ابوعلی فارمدی، سمغانی، سیدحمزه علوی، ابوسعید ابوالخیر حافظ ابرو، حمیدبن قحطبه، شهید بلخی، ناصرخسرو قبادیانی بلخی، انوری، ابومسلم خراسانی، ابن مهلهل یا درتوس بوده اند ویا به نوعی باسرنوشت توس پیوند داشته اند. ۸۸- تا ۵۹٫ ۸۹- مقدسی, ج۲, ص۴۳۰ و ۴۳۷٫ ۹۰- در این باره مراجعه شود به مطلبی که در باره حدود و موقعیت توس در همین فصل آمده است. ۹۱- مقدسی, ج۲, ص۴۶۷٫ ۹۲- ذکریای قزوینی, آثار البلاد و اخبار العباد, ترجمه عبدالرحمن شرفکندی, انتشارات علمی, تهران, ۱۳۶۶, ص۱۸۸؛ نیز مقدسی, ج۲, ص۴۶۷ و ۴۶۸٫ ۹۳- حافظ ابرو, جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو, به کوشش غلامرضا ورهرام, انتشارات اطلاعات, تهران, ۱۳۷۰, ص۵۵٫ ۹۴- امام محمد غزالی, مکاتیب فارسی غزالی, به تصحیح عباس اقبال, امیرکبیر, تهران, ۱۳۶۲, ص۱۲ و ۱۶٫ ۹۵- عطاملک جوینی, تاریخ جهانگشا, تصحیح محمد قزوینی, انتشارات بامداد, تهران, بیتا, ج۳, ص۳۴ و ۱۰۴٫ ۹۶- همان کتاب, ج۱, ص۱۱۴, ۱۱۸ و ۱۳۶؛ ج۲, ص۲۲۰٫ ۹۷- همان کتاب, ج۲, ص۲۳۸٫ ۹۸- همان کتاب, ج۱, ص۲۰۱ و ج۲, ص۱۹۹٫ ۹۹- خواند میر, تاریخ حبیب السیر, به اهتمام محمد دبیر سیاقی, بیجا, ۱۳۵۳, ج۳, ص۴۳۳ و ۴۳۲٫ خاستگاه جغرافیای توس : دشت کشف رود را می توان خاستگاه جغرافیای پیدایش ولایت توس قدیم در بستر همین دره دانست که ولایت توس با چندین شهر بزرگ وبسیاری روستاهای دره ای وپای کوهی ودشتی را شکل می دهد نظیر طابران (شهر طابران بزرگ ترین مرکز فرهنگی ولایت توس محسوب می شده است که همان توس فعلی است که در۲۴ کیلومتری مشهد قرار دارد)، شهر نوغان (که از دیگر شهرهای مطرح وبزرگ درآن زمان بوده است. امروزه این شهر در توسعه مشهد حل شده است)، شهر رادکان که خرابه های آن هم اکنون در ۷۴ کیلومتری راه مشهد- قوچان باقی است وشهر تروغبذ که امروز به طرقبه معروف است (واز شهرهای ییلاقی بوده است). به علاوه براساس تحقیقات باستان شناسی دره کشف رود یکی از نخستین زیستگاه های انسان ابزارساز محسوب شده است که قدمت برخی ابزار کشف شده درآن به ۸۰۰ هزار تا یک میلیون سال پیش نیز می رسد. در کتاب بندهش از متـــون پهلوی درباره مقر وموقع جغرافیایی کشف رود چنین آمده است : “رود کاسک (به معنای خرچنگ) از ناحیه توس می گذرد وآن را کسپ (Kasap) (کشف) می گویند، بخش غربی وجنوبی توس را دور زده وبه سمت شرق جریان می یابد و در حوالی سرخس “پل خاتون” به “هری رود” می پیوندد وسپس به “تجن” متصل می گردد. رودخانه کشف رود که روایت متون روزگاری از رودخانه های پرآب بوده هیچ شباهتی به وضعیت خشک فعلی آن نداشته است. مؤلف “مطلع الشمس” که نزدیک به یک قرن پیش از توس بازدید کرده درمورد کشف رود می نویسد : “کشف رود … درمسیر خود تقریبا” دو هزار قریه را سیراب می سازد این رودخانه اگـــرچه در تابستان دراین محل بیشتــــــر از دوسنگ آب ندارد، اما به واسطه زه آب های بسیاری که مجرای آن است، همه جا رو به افزایش دارد. دم دروازه توس نهری است که از رودخانه مذکور جدا شده اراضی شهر را که زراعت گاه است سیرآب می سازد”. بنابراین دره کشف رود که از قوچان تا سرخس ادامه داشته، از دیرباز از نظرسکونتی و کشاورزی واز نظر تاریخی وارتباطی بسیار معتبر بوده وراه قسمتی از جاده ابریشم درایالت خراسان قدیم را تشکیل می داده که از طرف شرق به سمت مرو وهندوستان وچین واز طرف غرب با عبور از نیشابور، ری وهمدان به بغداد می پیوسته است. رباط ها وکاروانسراهای باقی مانده درطول این بستر مهم جغرافیایی خود گویای اهمیت حیاتی وارتباطی این بستر بوده است. ب- پیشینه زیستی : درنزدیکی روستای “درخت بید” برروی قطعه سنگ های بزرگی (معروف به سنگ شتر) نقش حیواناتی از قبیل شیر، بزکوهی، گاومیش وهمچنین انسان های شکارچی حک شده است که می توان آن نقش ها را به دوران نوسنگــــی مربوط دانست واز بررســـــی این فرضیه می توان پذیرفت که دشت های مشابه بیشتر مناطق کشور دارای اکوسیستمی غیروضعیت موجود بوده است. اواخر هزاره دوم وهزاره اول پیش از میلاد مقارن ورود آریایی ها از آسیای میانه به ایران مرکزی است که دشت توس شاید به لحاظ دارابودن شرایط مناسب وفراوانی امکانات بهترین معبر برای عبور ومرور آن اقوام بوده و مواردی از آنها را به سکون فرا خوانده است. آثار این سکــــونت علاوه بر محوطه های “دوین توپ درخت” و”چناران” درشکل دشت نیز مشاهده می شود. از هزاره اول پیش از میلاد درحاشیه شمالی دشت و در ابتـــدای معبــــری معـــــروف به “زوارک” که از میان کوه هزار مسجد گذشته وبه ترکمنستان منتهی می گردد زیستگاهی باقی مانده که تأسیسات دفاعی برفراز تپه ای بلند ومشرف بر آن از آن زیستگاه مراقبت می کرده است. این زیستگاه که درمشرق “کلاته شیران” وبه فاصله اندکی از آن بوده فعلا” اثری از آن باقی نیست وتنها سفال های پراکنده درمحل امکان اظهارنظر به ما را می دهد اما آن مکان و بقایای روی تپــــــه وجــــــود تأسیسات دفاعی را نشان می دهد. در آغاز اسلام زیستگاه ها اغلب درسمت شمال دشت ودردامنه های هزار مسجد بنیان گرفته اند، ظاهرا” شهر توس (تابران) جایگزین “دوین- توپ درخت” شده است وهم زمان با آن آبادی های دیگری در دشت جا گرفته که جایگاه پاره ای از آن ها درجریان بررسی های باستان شناسی مشخص شده است. اکثر این زیستگاه ها تا قرن هفتم هجری اعتبار داشته و برخی از آن ها ازجمله “نوغان” بعد از آن دوران نیز به حیات خود ادامه داده است. ج- موقعیت جغرافیایی فعلی : باتوجه به مطالب فوق وخواستگاه جغرافیایی ولایت توس، موقعیت این منطقه درقالب حوزه کشف رود را می توان چنین دانست : این حوزه با وسعت ۱۶۵۰۰ کیلومترمربع (۳۰ درصد و۷۰ درصد دشت مناطق کوهستانی ویا پای کوهی) درمحدوده ارتفاعات هزارمسجد وبینالود قرار دارد. ودرمختصات جغرافیایی ۵۸ درجه و۲۰ دقیقه تا ۶۰ درجه و۸ دقیقه طول جغرافیایی و۳۵ درجه و۴۰ دقیقه تا ۳۶ درجه و۰۳ دقیقه عرض جغرافیایی گستردگی دارد. بلندترین نقطه ارتفاعی توس قله بینالود با بلندی ۳۳۰۰ متر وپائین ترین نقطه دشت (خروجی کشف رود به تجن) ۵۸۰ متر است بنابراین طیف ارتفاعی حوزه دروسعت یک میلیون وششصد و پنجاه هزار هکتار بیش از ۲۷۰۰ است که تنوع اقلیمی بسیاری را به وجود آورده است. محدوده کوچک فعلی توس نیز در موقعیت ۵۹ درجه و۳۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و۲۹ دقیقه و در ارتفاع ۹۷۰ متر قرار دارد. اوضاع اقلیمی وآب وهوای منطقه توس، امکانات ومحدودیت های اقلیمی در رابطه با زیارت وگردشگری وتأثیر بر آثار تاریخی الف- عوامل اقلیمی : عوامل بسیاری درایجاد تفاوت های اقلیمی درمقیاس کلان ویا خرد دخیل هستند که از آن جمله می توان حجم وجهت جریان های هوایی، نحوه برخورد آنها به ارتفاعات وموانع طبیعی منطقه “عرض جغرافیایی”، دوری ونزدیکی به دریا، وضعیت توپوگرافی منطقه (بلندی وپستی، تنوع شیب ها و…)، پوشش جنگلی، سطح بیابانی، سطوح آبی وغیره را نام برد. بنابراین باتوجه به موقعیت جغرافیایی منطقه و با عنایت به سطوح بسیار ناچیز جنگلی و سطوح آبی منطقه، درکلی ترین شکل می توان از چهار فاکتور درایجاد عناصر مهم اقلیم (باران، باد، دما، تبخیر) منطقه یاد کرد که به شرح زیر هستند : یک- وجود جبهه های مختلف هوا به طورکلی این منطقه که درموقعیت شمال شرقی کشور قراردارد درمقیاس سینوپتیکی تحت تأثیر شش جریان عمده به شرح زیر است : جریان پرفشار سیبریایی : شامل توده هوای قطبی است واز اواخر فصل پائیز تا اوایل بهارشمال شرق کشور ومنطقه شمال خراسان ازجمله مشهد وتوس راتحت تأثیرقرارمی دهد. دراین فاصله زمانی، دراثر سرمای حاصله از تشعشع شدید زمینی، یک جبهه پرفشار قوی از هوای سرد وخشک که به آنتی سیکلون سیبری معروف است تشکیل می گردد که سپس به اطراف گسترش یافته واز این منطقه وارد ایران می شود. در اثر برخورد این توده با توده هوای مدیترانه ای که از غرب می رسد، جبهه های گسترده ای به وجود می آید که اکثرا” نزولات سنگین برفی درارتفاعات کپه داغ وهزار مسجد از نتایج آن است. ومیزان بارندگی جریانات به وضعیت قرار گرفتن مراکز کم فشار، مقدار فشار مرکزی، گرادیان فشار وگرادیان دما وهمچنین ناهمواری های زمینی بستگی دارد. جریان های مدیترانه ای : مناطق شمالـــــی ایران را تقــــــریبا” به مدت ۸ ماه ازسال تحت تأثیر قرار می دهد. این توده هوا به علت جذب رطوبت از دریای مدیترانه (به خصوص درفصل سرد) از نظر رطوبت غنی می گردد ولذا یکی از عوامل اصلی بارندگی این منطقه به شمار می رود. این توده دربرخورد با ارتفاعات زاگرس، مقداری از رطوبت خود را از دست داده وهنگامـــــی که به بیابان های شمال شرقـــی ودیگر نقاط خراسان می رســــد ویژگی های رطوبتی خود رابه طورکامل از دست می دهد واغلب سبب تولید طوفان وخاک و طوفان های شنی درمنطقه می شود. جریان های شمالی وغربی، جریان های موسمی اقیانوس هند وتوده هوای صحـــرایی که منطقه شمال شرق مشهد را تحت تأثیر خود قرار می دهند، و وجود جبهه های مختلف هوا که دربالا تشریح گردید، سبب می شود که درمنطقه شمال شرق ایران یک نوع آب وهوای خاص به وجود آید که اثر آن درمتغیرشدن شرایط آب و هوایی از نظر زمانی ومکانی متبلور گردد. توده کم فشار تابستانه : زبانه کم فشار مونسون بعضی اوقات از جنوب شرقی کشور وارد خراسان واین منطقه می شود. بارش های رگباری فصلی دراین بخش ناشی از این توده است. توده کم فشار دریای خزر : این توده نیز درفصل گرم به بخشی از این منطقه نفوذ می کند و سبب بارندگی های کوتاه مدت تابستانه می شود که مشهد وتوس را نیز در برمی گیرد. کم فشارهای حرارتی محلی : که درفصل گرم سال، باعث صعود هوای گرم در سطح زمین شده وپس از رسیدن به ارتفاعات وبرخورداری از رطوبت موجود درمحل سبب ناپایداری محلی گردیده وگاهی در بعـــد از ظهــــرها ویا اوایل شب بارندگی های پراکنده ای را پدید می آورد. کم فشار حرارتی تابستانه : کم فشار کویر مرکزی صحرای قره قوم وجریان های هوای گرم وخشک ناشی از افغانستان درفصل تابستان بخش هایی از استان خراسان از جمله توس را تحت تأثیر قرار می دهد وموجب افزایش دما وازدیاد تبخیر دراین نواحی می گردد. دو- عرض جغرافیایی این منطقه درعرض جغرافیایی ۴۰، ۳۵ تا ۳۶ درجه واقع است که دروضعیت های گرمایی وحرارتی این منطقه مؤثر است اما هنوز مطالعاتی در رابطه با تأثیر مستقیم این عوامل انجام نپذیرفته ولی بدون شک این موقعیت بی تأثیر درمنشأ برخی جریان های هوا وتابش های این عرض نیست. سه- ارتفاع ارتفاع از دیگر عوامل اقلیم این منطقه است. دو رشته کوه هزار مسجد وبینالود وکاهش شیب ارتفاعی آنها از غرب به شرق واختلاف ارتفاع بیش از ۲۷۰۰ و… موجب تفاوت های اقلیم محلی حوزه کشف رود گردیــــده است. در بررســـــی بارندگــــی منطقـــه ضریب همبستگی ارتفاع وباران حدود ۷۵/۰=R است همچنین پراکنش حــــــرارتی منطقه رابطه معنی داری با ارتفاع دارد. هرچند نامنظمی های زیادی دراین رابطه نیز وجود دارد. چهار- وجود اراضی بیابانی وصحرایی نظیر صحرای قره قوم ومناطق بیابانی جنوبی منطقه که به ویژه درشرایط گرم دمایی تأثیرات محلی در ایجاد شــــدت گرما وتبخیــــر می گذارند وبادهای محلــــی همراه با گرد وخاک را موجب می شوند. ب- عناصر اقلیمی : اول- باران باران سالانه نتایج حاصله از یک تحلیل آماری (دکتر غلامعلی کمالی، دکتر علی اکبر سرافراز، سازمان هواشناسی مشهـــــد، دانشگاه فردوســــــــی) و داده های بارندگی سالانه ایستگاه مشهد درشاخص ۴۳ (۱۳۲۹-۱۳۷۲) ساله نشان می دهد که بیشترین باران اتفاق افتاده ۹/۴۰۴ میلیمتر (سال ۱۳۶۰) و کمترین آن ۳/۹۲ میلیمتر بوده است. به علاوه نتایج تحلیل آماری این ایستگاه برای دوره های برگشت ۵، ۱۰، ۲۰ و۱۰۰ ساله برای دوره های ترسالی وخشک سالی مطابق جدول زیر محاسبه شده است : جدول شماره ۱-۱۲۱: نتایج تحلیل آماری داده های بارندگی ایستگاه مشهد دردوره های ۵، ۱۰، ۲۰ و۱۰۰ سال دوره برگشت (سال) ۱۰۰ ۲۰ ۱۰ ۵ ترسالی ۸/۴۴۰ ۸/۳۸۱ ۳/۳۶۳ ۸/۳۱۱ خشک سالی ۳/۹۲ ۲/۱۴۵ ۲/۱۵۳ ۲/۱۹۲ همچنیــن نتایج تحلیل وضعیت بارندگی سالانه ایستگاه های منطقه باتوجــــه به جدول ضمیمــــــه می توان بدین صورت دانست : از۳۷ ایستگاه فهرست شده دراین جدول کمترین باران سالانه درشاخص آماری (۲۵ ساله) ۲۱۰ میلیمتر مربوط به ایستگاه های “رادکان” و”اولنگ اسدی” وبیشترین مقدار مربوط به ایستگاه خرکت (درجنوب کلات) با ۳۹۶ میلیمتر بوده است. براساس این شاخص، متوسط باران سالانه مشهد ۲۷۰ وتوس فردوسی ۲۵۳ میلیمتر محاسبه شده است. بنابراین ازمجموع ایستگاه های فهرست شده تنها سه ایستگاه دارای باران سالانه بیش از ۳۰۰ میلیمتر هستند که در ردیف بارندگی های مناسب قرار دارند وبقیه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیمتر است که شاخص بارندگی مناطق خشک است به علاوه حداقل وحداکثرهای اتفاق وضرایب تغییر محاسبه شده دراکثر ایستگاه ها نشان دهنده بالابودن دامنه تغییر باران سالانه است. همچنین درجداول ضمیمه مقادیر بارندگی ۷ ایستگاه از حوزه قره قوم (کشف رود) درسال آبی ۸۰-۷۹ و وضعیت کاهش وافزایش آن نسبت به سال گذشته وبارندگی متوسط ده ساله ارائه شده است. این جدول گویای آن است که غیر از دوایستگاه فریمان وچناران که بیلان منفی داشته اند بقیه دارای بیلان مثبت نسبت به سال گذشته بوده است. جدول شماره ۲-۱۲۱ : مقادیر باران سالانه (میلی متر) دربرخی از ایستگاه های منطقه (شاخص ۲۵ ساله) نام ایستگاه ارتفاع ایستگاه از سطح دریا (متر) میانگین بیشینه کمینه انحراف ازمعیار ضریب تغییر کلات نادری ۹۰۰ ۲۷۷ ۳۸۱ ۲/۱۵۳ ۶/۴۹ ۱۸ اولنگ اسدی ۹۰۰ ۳/۲۱۰ ۳۴۲ ۱۱۸ ۳/۵۹ ۲۸ توس ۹۷۰ ۲۵۳ ۴۸۷ ۱۱۰ ۶/۸۴ ۳۳ مشهد ۹۸۰ ۹/۳۶۹ ۲/۴۲۷ ۸/۱۳۰ ۷/۷۱ ۲۷ سنگ بست ۱۰۸۰ ۸/۲۷۳ ۴۲۲ ۱۴۸ ۱/۸۸ ۳۲ چناران ۱۱۷۰ ۳/۲۷۹ ۵/۴۳۸ ۵/۱۳۲ ۹/۸۱ ۲۹ رادکان ۱۲۴۰ ۹/۲۱۰ ۳۹۸ ۱۱۳ ۷۰ ۳۳ طرق ۱۲۴۰ ۵/۲۵۲ ۱/۳۹۲ ۴/۱۲۲ ۴/۸۲ ۳۳ طرقبه ۱۳۰۰ ۲/۲۷۱ ۳۴۱ ۲۰۳ ۶/۴۳ ۱۶ کارده ۱۳۰۰ ۷/۲۷۰ ۶/۳۹۴ ۱۵۱ ۴/۶۸ ۲۵ فریزی ۱۳۸۰ ۷/۲۳۱ ۱/۳۸۴ ۱۶۹ ۷/۵۳ ۲۳ فریمان ۱۳۸۰ ۲۸۲ ۲/۴۲۵ ۷/۹۱ ۳۲ زشک ۱۴۰۰ ۲/۳۳۴ ۸/۶۰۰ ۲۰۷ ۹/۹۵ ۲۹ گل مکان ۱۴۲۰ ۳/۲۲ ۳۲۵ ۱۱۱ ۹/۵۲ ۲۴ کشف رود ۱۴۷۰ ۲/۲۸۲ ۷/۳۹۰ ۸/۱۵۴ ۵۷ ۲۱ شاندیز ۱۸۸۰ ۱/۲۷۲ ۴۳۱ ۱۶۷ ۸/۶۲ ۲۳ خرکت ۲۰۰۰ ۳/۳۶۳ ۶۵۴ ۱۸۲ ۷/۱۲۴ ۳۱ جدول شماره ۳-۱۲۱: مقایسه بارندگی ایستگاه های حوزه قره قوم تا پایان فروردین سال آبی ۸۰-۷۹ با دور مشاب سال گذشته ومتوسط ده ساله ایستگاه بارندگی سال ۸۰-۷۹ بارندگی یک سال قبل متوسط ده ساله افزایش یا کاهش نسبت به سال گذشته (درصد) افزایش یا کاهش نسبت به متوسط ده ساله (درصد) مشهد ۱۳۹ ۷۸ ۱۸۲ ۷۸ ۶/۲۳- چناران ۵/۲۶ ۷۳ ۱۳۵ ۷/۶۳- ۴/۸۰- فریمان ۱۵۶ ۲۱۸ ۲۰۳ ۲۸- ۱/۲۳- سرخس ۹۵ ۷۳ ۱۶۱ ۱/۳۰ ۹/۴۰- تربت جام ۸۰ ۵/۶۳ ۱۴۰ ۲۶ ۷/۴۲- درگز ۱۷۲ ۱۵۶ ۱۶۸ ۹/۹ ۳/۲ کرات ۱۱۷ ۵/۷۷ ۱۸۴ ۵۱ ۳۷- باران فصلی باران فصلی یکی ازپارامترهای مهم اقلیم حیاتی وگردشگری است. باتوجه به شاخص یادشده وضعیت باران فصلی این حوزه را می توان باران زمستانه وبهاره دانست که به ترتیب مجموعا” ۸۰ درصد باران درزمستان وبهار است (۴۱ درصد در زمستان و۴۵/۳۸ درصد دربهار) وپائیز نیز ۱۹ درصد باران سالانه را دارا است وتابستان با ۵/۱ درصد خشک ترین فصل سال است درزیر وضعیت باران فصلــــی دو ایستگاه توس ومشهد ارائه می شود : جدول شماره ۴-۱۲۱ : مقادیر باران فصلی در دوایستگاه مشهد وتوس ایستگاه فصل میزان بارندگی (میلیمتر) درصد توس زمستان ۲/۱۲۵ ۵/۴۹ توس بهار ۶/۸۱ ۳/۳۲ توس پائیز ۴۳ ۱۷ توس تابستان ۲/۳ ۳/۱ مشهد زمستان ۱۳۵ ۱/۵۰ مشهد بهار ۸/۷۴ ۷/۲۷ مشهد پائیز ۶/۵۶ ۲۱ مشهد تابستان ۶/۳ ۳/۱ بارندگی ماهانه : رژیم بارنـــــدگی این منطقه مدیتــــــرانه ای است وبخش اعظم بارندگـــــی درنیمه سرد سال نازل می گردد. مهرماه آغاز فصل بارش های نسبتا” منظم است وتا ماه های اسفند و فروردین روند افزایشی دارد. ماه های تابستان خشک ترین ماه های سال دراکثر ایستگاه های منطقه است. درجدول شماره ۵-۱۲۱ وضعیت باران ماهانه چند ایستگاه درحوزه کشف رود تنظیم شده است : جدول شماره ۵-۱۲۱ : مقادیر بارندگی ماهیانه درچند ایستگاه منطقه (میلی متر) ایستگاه مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مشهد ۸/۱۲ ۵/۱۵ ۲/۲۸ ۳۶ ۴۱ ۵۸ ۸/۴۷ ۶/۲۴ ۴/۲ ۹/۰ ۳۲ ۷/۵۹ توس ۸/۸ ۲/۱۴ ۲۰ ۵/۳۳ ۳۲ ۷/۵۹ ۵/۴۹ ۸/۲۸ ۳/۳ ۹/۰ ۰ ۳/۲ رادکان ۳/۱۰ ۳/۱۵ ۹/۱۸ ۶/۳۳ ۸/۳۵ ۵/۴۸ ۶/۴۴ ۴/۳۳ ۵/۸ ۹/۰ ۰ ۵/۱ گل مکان ۹/۱۲ ۱۸ ۹/۲۰ ۱/۲۵ ۹/۲۵ ۸/۴۳ ۱/۳۹ ۸/۲۴ ۴/۴ ۸/۱ ۸/۱ ۸/۲ طرقبه ۱/۱۱ ۴/۱۶ ۹/۲۷ ۶/۲۸ ۳/۳۱ ۴/۵۰ ۵/۵۴ ۲/۳۷ ۹/۶ ۷/۲ ۰ ۴/۱ شاندیز ۸/۱۲ ۱/۲۲ ۴/۲۶ ۷/۴۲ ۸/۴۲ ۵۳ ۱/۳۶ ۲۵ ۲/۶ ۷/۲ ۱/۰ ۲/۲ چناران ۸/۱۲ ۶/۲۰ ۷/۲۶ ۳/۳۹ ۴/۳۸ ۱/۵۲ ۱/۴۶ ۰/۳۲ ۱/۵ ۸/۱ ۱/۰ ۳/۳ کشف رود ۶/۶ ۱۲ ۵/۳۲ ۹/۳۰ ۳۹ ۸/۶۱ ۶/۶۶ ۹/۱۹ ۹/۳ ۰ ۰ ۰ کلات نادری ۹/۱۱ ۶/۱۶ ۹/۲۹ ۲/۳۸ ۷/۴۰ ۳/۵۹ ۲/۵۱ ۳/۲۴ ۵/۲ ۲/۰ ۰ ۹/۱ بارندگی ۲۴ ساعته : محاسبه بارندگی های ۲۴ ساعته درنزدیک ترین ایستگاه به توس (مشهد) در ۲۴ ساعت و در شاخص های آماری حداکثـــــر ۴۸ وحداقل ۱۵ ومتـــوسط ۶/۲۸ میلیمتر بوده است با انحراف معیار ۳/۸ وضریب تغییر ۲۹ این ارقام نشان دهنده دامنه نوسان های نسبتا” منظم ودرعین حال بالایی است. برای مثال، درنیمه شب ۱۶ خرداد سال ۱۳۷۱، رگبار شدیدی درشهرمشهد رخ داد. طبق گزارش ایستگاه دانشکده کشاورزی، رگبار از ساعت ۱۶: ۲ دقیقه بامداد شروع وتا ساعت ۳۱: ۳ دقیقه، درجمع ۲۸ میلیمتر باران بارید. این باران موجب سیل وآب گرفتگی بسیاری از مناطق شهر شد، ۲۵ نفر جان خود را از دست دادند وحدود ۱۰۰ خانه ویران شد. دوم- دما یک- دمای سالانه وضعیت دما وتغییرات سالانه آن درمنطقه از یک روند نسبتا” منظمی برخوردار است. برپایه اطلاعات موجود (جدول شماره ۶-۱۲۱) وضعیت دمای سالانه این منطقه را می توان بدین صورت دانست : متوسط روزانه دما بین ۱/۱۶ درمناطق دشتی و۲/۱۱ درمناطق کوهستانی متغییر می باشد. به علاوه مطلق های دمایی اتفاق افتاده بسیار بالا بوده وبین ۳۵ درجه در زشک تا ۴۶ درجه در اولنگ اسدی درتغییر بوده است. جدول شماره ۶-۱۲۱ : میانگین ها ومطلق های دمایی برخی یستگاه های منطقه ایستگاه حداقل میانگین سالانه حداکثر میانگین سالانه روزانه حداکثر مطلق حداقل مطلق توس ۹/۳ ۲/۲۲ ۱/۱۳ ۵/۴۲ ۳۲- مشهد ۹/۵ ۹/۲۰ ۴/۱۳ ۶/۴۱ ۲۸- رادکان ۸/۴ ۲/۲۰ ۵/۱۲ ۵/۳۹ ۵/۲۴- اولنگ اسدی ۹/۵ ۴/۲۱ ۷/۱۳ ۴۶ ۲۵- زشک ۱/۶ ۱۶ ۲/۱۱ ۳۵ ۱۹- گل مکان ۲/۶ ۶/۱۸ ۴/۱۲ ۵/۳۹ ۵/۲۰- چناران ۶/۵ ۸/۱۹ ۷/۱۲ ۴/۴۳ ۳۱- کلات نادری ۸ ۲۲۱ ۵/۱۴ ۵/۴۱ ۲۳- فریمان ۸/۴ ۷/۱۸ ۷/۱۱ ۳۹ ۵/۲۲- کشف رود ۲/۹ ۲۳ ۱/۱۶ ۴۴ ۲۲- تربت جام ۸ ۴/۲۲ ۲/۱۵ ۴۲ ۵/۲۴ دو- دمای ماهانه : میانگین دمای ماهانه درحداکثرها تقریبا” در ۵ ماه از سال بیش از ۲۵ درجه است (اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد وشهریور) ودر دو ماه از سال بیش از ۳۰ درجه که وضعیت بسیار گرم را دارا است (اواخر خرداد تا اواسط مرداد) در سه ماه از سال (آذر، دی، بهمن) شرایط سرد ودر چهار ماه از سال شرایط قابل قبول ومطلوب است (مهر، آبان، اسفند وفروردین). میانگین دمای حداقل ماهانه درچهارماه از سال مطلوب (اردیبهشت، خرداد، تیر ومرداد) و در بقیه ماه ها سرد وبسیار سرد است. جدول شماره ۷-۱۲۱ : میانگین ماهیانه دما درچند ایستگاه منطقه ایستگاه مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه مشهد ۶/۱۳ ۴/۸ ۳ ۳/۰ ۲/۱ ۷/۷ ۶/۱۴ ۱/۱۹ ۶/۲۳ ۸/۲۵ ۶/۲۳ ۴/۱۹ ۴/۱۳ توس ۲/۱۳ ۹/۷ ۶/۲ ۰ ۹/۲ ۴/۸ ۱/۱۴ ۴/۱۸ ۴/۲۳ ۲/۲۵ ۱/۲۳ ۳/۱۸ ۱/۱۳ زشک ۲/۱۳ ۲/۹ ۷/۴ ۶/۱ ۰ ۴/۲ ۳/۸ ۱/۱۴ ۵/۱۸ ۸/۲۱ ۶/۱۲ ۵/۱۸ ۲/۱۱ گلمکان ۱/۱۳ ۸ ۷/۲ ۵/۰ ۲/۱ ۴/۶ ۱۳ ۸/۱۶ ۵/۲۱ ۱/۲۴ ۷/۲۲ ۳/۱۸ ۴/۱۲ چناران ۹/۱۲ ۹/۷ ۱/۳ ۳/۰- ۱/۱ ۷ ۶/۱۳ ۱۸ ۳/۲۲ ۶/۲۴ ۹/۲۲ ۱/۱۹ ۷/۱۲ کشف رود ۳/۱۷ ۳/۱۰ ۳/۶ ۲/۲ ۴/۴ ۸/۹ ۹/۱۶ ۱/۲۲ ۶/۲۶ ۹/۲۸ ۵/۲۶ ۶/۲۲ ۱/۱۶ فریمان ۶/۱۲ ۸/۷ ۴/۲ ۲/۰- ۴/۱ ۱/۶ ۳/۱۳ ۸/۱۶ ۸/۲۰ ۴/۲۲ ۶/۲۰ ۸/۱۶ ۷/۱۱ رادکان ۸/۱۴ ۹ ۸/۴ ۶/۱ ۱ ۹/۳ ۷/۱۰ ۴/۱۶ ۳/۲۰ ۹/۲۳ ۵/۲۳ ۸/۱۹ ۵/۱۲ اسدی ۹/۱۵ ۶/۱۱ ۱/۶ ۹/۲ ۲/۳ ۱/۶ ۴/۱۱ ۵/۱۷ ۳/۲۱ ۷/۲۳ ۲۴ ۲/۲۱ ۷/۱۳ جدول شماره ۸-۱۲۱ : تعداد روزهای یخبندان دربرخی ایستگاه های منطقه ایستگاه مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه مشهد ۵ ۱۲ ۲۲ ۲۸ ۲۲ ۱۲ ۱ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۱۰۲ گلمکان ۲ ۹ ۲۲ ۲۷ ۲۲ ۱۲ ۲ ۱ ۰ ۰ ۰ ۰ ۹۸ فریمان ۴ ۱۱ ۲۳ ۲۷ ۲۳ ۱۵ ۲ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۹۱ سوم- رطوبت نسبی : باتوجه به جدول شماره ۹-۱۲۱ وضعیت رطوبت نسبی درحداکثرها وحداقل ها را درچهار ایستگاه منطقه می توان بدین صورت دانست : - حداقل های اتفاق افتاده درچهارماه از سال به ویژه در دوایستگاه مشهد وفریمان بسیار پائین وکمتر از ۳۰ درصد است که نشان دهنده خشکی بسیار زیاد دما دراین ماه های سال است ودربقیه ماه های سال بین ۳۰ تا ۵۵ درصد درنوسان است. درحداکثرها که عموما” درساعات صبح وشب اندازه گیری می شود درچهار ماه گرم سال بین ۵۰ تا ۶۰ درصد ودرماه های پرباران زمستان تا ۹۰ درصد نیز ثبت شده است. ولی درمجموع ارقام درکلیه ایستگاه ها به ویژه درماه های گرم سال نشان دهنده پائین بودن زیاد رطوبت نسبی است که این حالت ضمن تشدید درجه گرمایی گویای خشک بودن ونامطلوب بودن دمای آسایش است. جدول شماره ۹-۱۲۱ : مقادیر حداکثر رطوبت نسبی درچهارایستگاه منطقه ایستگاه مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه مشهد ۷۴ ۸۴ ۸۸ ۹۰ ۹۱ ۹۰ ۸۴ ۷۳ ۵۷ ۵۲ ۵۳ ۵۹ ۷۵ چناران ۷۳ ۸۳ ۸۷ ۹۰ ۸۹ ۸۴ ۷۷ ۷۰ ۶۱ ۵۸ ۵۹ ۶۲ ۷۴ فریمان ۶۱ ۷۱ ۷۷ ۸۰ ۷۹ ۷۷ ۷۳ ۶۷ ۵۴ ۵۰ ۵۲ ۵۴ ۶۶ کلات ۷۴ ۷۸ ۸۳ ۸۳ ۸۴ ۸۲ ۷۶ ۷۱ ۶۵ ۶۴ ۶۵ ۶۸ ۷۴ جدول شماره ۱۰-۱۲۱: مقادیر حداقل رطوبت نسبی درچهارایستگاه منطقه ایستگاه مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه مشهد ۳۲ ۴۲ ۵۱ ۵۵ ۵۳ ۴۸ ۴۱ ۳۰ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۲۲ ۳۶ چناران ۴۳ ۴۷ ۵۵ ۶۱ ۵۹ ۵۳ ۴۸ ۴۲ ۳۵ ۳۴ ۳۴ ۳۵ ۴۶ فریمان ۳۲ ۴۱ ۵۱ ۵۳ ۵۳ ۵۲ ۴۶ ۳۹ ۲۹ ۲۷ ۲۵ ۲۷ ۴۰ کلات ۵۴ ۵۴ ۶۲ ۶۲ ۶۲ ۶۲ ۵۶ ۴۹ ۴۵ ۴۷ ۴۵ ۴۸ ۵۴ چهارم- باد باتوجه به آن که وضعیت بادناکی عموما” درایستگاه های سینوپتیک ثبت می شود وبا عنایت به این که تنها ایستگاه سینوپتیک درسطح منطقه مشهد است لذا ابتدا اشاره به وضعیت بادناکی این ایستگاه برحسب فصول می شود وسپس اشاره مختصری نیز به مناطق دیگر وتأثیر صحرای قره قوم درمناطق شرقی تر می گردد : باتوجه به جدول شماره ۱۱-۱۲۱ جهت و سرعت باد دراین ایستگاه را می توان بدین صورت دانست : بهار : جهت وزش باد غالب درفروردین واردیبهشت جنوب شرقی ودرخرداد شرقی است. سرعت باد نیز درماه فروردین واردیبهشت حدود ۷/۳ ودرخرداد ۲/۴ متر درثانیه است. دراین فصل جهت شدیدترین باد به ترتیب شمال غربی، شرقی وشمال غربی که به ترتیب با سرعت های ۱۷، ۱۶ متر در ثانیه درفروردین واردیبهشت وخرداد می وزد. تابستان : جهت باد در دو ماهــــه تابستان شرقی ودرشهریور جنوبی است. سرعت باد غالب در ماه های تابستان به ترتیب ۶/۴ و۵/۴ و۵/۲ متر درثانیه است. پائیز : درفصل پائیز شدیدترین باد درمهرماه ودرجهت شمال غربی است که با سرعت ۲۱ متر برثانیه است ودر آبان وآذر جهت وزش شدیدترین باد به ترتیب شمالی وجنوب شرقی با سرعت های ۱۶ و۱۹ متر درثانیه درشاخص آماری گزارش شده است. متوسط سرعت باد درماه های پائیز به ترتیب ۶/۱، ۱/۱ و۱/۱ متردرثانیه است. جهت وزش دراین فصل عموما” جنوبی است وسرعت آن درماه مهر وآبان وآذر به ترتیب ۸/۲، ۷/۲ و۵/۲ متر درثانیه است. زمستان : دراین فصل در دی وبهمن جهت وزش باد شمال غربی ودراسفند جنوب شرقی است وسرعت آن که از اوایل زمستان رو به افزایش است به ترتیب ۲/۳، ۹/۳ و۸/۳ است. دراین فصل جهت وزش شدیدترین بادها برای ماه های دی وبهمن شمال غربی وبرای اسفند جنوب غربی است وسرعت آنها به ترتیب برای این دو گروه ۱۹ و۲۰ متر درثانیه بوده است ومتوسط سرعت نیز به ترتیب ۲/۱، ۷/۱ و۲/۲ است. جدول شماره ۱۱-۱۲۱: شاخص های سرعت وجهت باد درایستگاه مشهد جهت وسرعت مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه جهت باد غالب جنوبی جنوبی جنوبی شمالغربی شمالغربی جنوبشرقی جنوبشرقی جنوبشرقی شرقی شرقی شرقی جنوبی جنوبی سرعت (m/s) 8/2 7/2 5/2 2/3 9/3 8/3 7/3 7/3 4/4 6/4 5/4 5/2 7/2 درصدباد غالب ۹/۱۷ ۱۲ ۴/۹ ۲/۱۱ ۲/۱۲ ۹/۱۶ ۵/۱۶ ۲/۱۵ ۳/۱۸ ۹/۱۹ ۴/۱۹ ۴/۱۶ ۹/۱۱ درصد وضعیت آرام ۹/۴۴ ۳/۵۵ ۵۹ ۹/۵۲ ۷/۴۶ ۶/۳۶ ۵/۳۵ ۳/۳۵ ۷/۳۳ ۳/۳۳ ۶/۳۵ ۵/۳۷ ۲/۲۲ جدول شماره ۱۲-۱۲۱ : شاخص های سرعت وجهت شدیدترین بادها جهت وسرعت مهر آبان آذر دی بهمن اسفند فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور سالانه جهت شمالغرب شمال جنوبشرق شمالغرب شمالغرب جنوبغرب شمالغرب شرق شمالغرب شمالشرق شمال شمال شمالغرب سرعت (m/s) 21 16 19 19 19 20 17 17 16 14 16 15 21 سال وقوع ۱۹۸۲ ۱۹۷۳ ۱۹۵۲ ۱۹۸۲ ۱۹۸۸ ۱۹۶۹ ۱۹۸۵ ۱۹۸۶ ۱۹۵۵ ۱۹۶۸ ۱۹۵۲ ۱۹۵۲ ۱۹۸۲ درصد وضعیت آرام ۹/۴۴ ۳/۵۵ ۵۹ ۹/۵۲ ۷/۴۶ ۶/۳۶ ۵/۳۵ ۳/۳۵ ۷/۳۳ ۳/۳۳ ۶/۳۵ ۵/۳۷ ۲/۲۲ نگاهی دیگر به بادهای منطقه : روند کلی بادها درمناطق شرقی تر، عموما” شمالی- جنوبی است ولی در دشت سرخس بادهای فصلی درتابستان شرقی- غربی است ودر زمستان غربی- شرقی است. علت بادهای تابستانی جابجایی مراکزپرفشار صحرای قره قوم درترکمنستان (موافق جهت عقربه ساعت) به طرف مناطق کم فشار ایران (مخالف حرکت عقربه ساعت) است. در زمستان عکس این حالت صورت می گیرد. انتقال بادها به طرف مرکز پرفشار ایران به طرف مراکز کم فشار است. ذکر این نکته ضروری است که بادهای غربی- شرقی دارای سرعت زیادی بوده وقادرند مقادیر زیادی از رسوبات دانه ریز را با خود حمل کرده وموجب تخریب خاک های سطحی گردند. لذا تشکیل تپه های بادی وحرکت آنان دردشت سرخس بیشتر درفصول انتقالی صورت می گیرد. (اواسط پائیز و اواخر زمستان، اوایل بهار) وعامل اصلی توسعه تپه ها بادهای سریع غربی- شرقی هستند. هرچند که حرکت بادهای شرقی- غربی نیز درگسترش تپه ها مؤثر هستند. ج- طبقه بندی اقلیمی ج-۱- طبقه بندی اقلیم از نظر مسکن ومحیط های مسکونی : برپایه نقشه پهنه بندی اقلیمی ایران (مرتضی کسمایی ۱۳۷۰) درمنطقه موردنظر دو تیپ اقلیم کلی معرفی شده یک تیپ که عموما” متمرکز برمرکز وغرب حوزه کشف رود است درگروه اقلیم ۲ طبقه بندی شده با سه تیپ زیرگروه : زیرگروه ۵-۲ که ایستگاه مشهد وچناران شاخص ترین تیپ دراین زیرگروه است دارای زمستان های سرد وتابستان های معتدل طبقه بندی شده هرچند در واژه معتدل می بایست تأمل کرد، زیرا شاخص های حرارتی این ایستگاه به ویژه در حداکثرها وباتوجه به پائین بودن رطوبت نسبی شرایط گرم تا بسیار گرم را ایجاد می کند. واگر بازتاب های حرارتی شهری نظیر ساختمان، ترافیک ومعابر را به آن بیافزاییم از حد گرم بسیار فراتر می رود. در زیر گروه ۲-۲ که شاخص ترین آن ایستگاه گلمکان است دارای زمستان های خیلی گرم و تابستان های معتدل معرفی شده است. گروه دوم که درگروه اقلیمی ۵ طبقه بندی شده بیشتر شامل مناطق شرقی تر حوزه است. شاخص ترین زیرگروه این اقلیم سرخس است با زمستان های نسبتا” سرد وتابستان های بسیار گرم. درگروه اول می توان با۳۰ تا ۳۵ درصد گرمایش از طریق سیستم های مکانیکی ۲۰ تا ۳۵ درصد با استفاده از انرژی خورشیدی شرایط آسایش اقلیمی را به وجود آورد. درگروه دوم گرمایش با سیستم های مکانیکی ۱۵ تا ۲۵ درصد امکان دارد وانرژی خورشیدی نیز ۲۰ تا ۲۵ درصد است. ج-۲- طبقه بندی اقلیم حیاتی تاکنون طبقه بندی های بسیاری براساس روش های دو مارتن، آمبرژه و روش سییلیانیف برای مناطق مختلف ایران ازجمله خراسان انجام شده است که هریک از روش های دارای مزایایی است ولی به لحاظ محدود بودن شبکـــه های ایستگاهی از بعد کمی وکیفی تاکنون نتایجی قطعی ازاین نوع تقسیم بندی ها حاصل نشده است ولی آخرین تقسیم بندی ها که معیار طرح جامع آب کشور نیز قرار گرفته به وسیله مشاورجاماب (وزارت نیـــــرو) انجام شــــده است که ما دراین جا تنها به این طبقه بندی اشاره می کنیم. دراین طبقه بندی روش آمبرژه با روش دوماتن تلفیق شده ونتایجی به دست داده که قابل قبول تر از روش های دیگر است. براساس این تقسیم بندی حوزه کشف رود به پنج تیپ عمده تقسیم شده که به صورت زیر توزیع می شود. ۱- خشک بیابانی سرد شامل مناطق وسیعی از شرق حوزه تا مرزهای افغانستان، ایستگاه های سرخس وصالح آباد دراین تیپ قرار می گیرند. ۲- نیمه خشک ســـرد که پایکـــوه های بینالود وپایکـــوه های شمالی کپه داغ، هـــزارمسجد، را شامل می شود. شرق وجنوب مشهد طرقبه، شاندیز، چناران وفریمان، کلات نادری، درگز و… دراین تیپ قرار داده شده اند. ۳- نیمه خشک فراسرد که شامل ارتفاعات میان بند ومناطق غربی تر می شود. ۴- مدیترانه ای سرد که ارتفاعات فوقانی حوزه را دربرمی گیرد. ۵- نیمه مرطوب سرد وفراسرد که قلل ارتفاعات را شامل می شود. بنابراین باتوجـــــه به تقسیمات فــــــوق تیپ غالب این حوزه را اقلیم نیمه خشک سرد وفراسرد تشکیل می دهد. ج-۳- طبقه بندی اقلیم گردشگری باعنایت به تنــــوع اکوسیستم های کوهستانی (نحوه چین خوردگی وپراکنش آنها) و اکوسیستم های دشتی وبیابانی درغرب وشرق منطقه ودرجبهه های شمالی وجنوبی ارتفاعات کپــــه داغ، هزار مسجد وبینالود، طیف اقلیمی متفاوتی را ایجاد کرده است که قطعا” در برنامه ریزی های گردشگری یک مزیت محسوب می شود. هرچند وجود جاذبه های مذهبی و فرهنگی منطقه وزمان تعطیلات رسمی کشور درافزایش یا کاهش توریسم (به ویژه توریسم مذهبی) این منطقه تاکنون نقش داشته ودرآینده نیز این روند ادامه خواهد داشت لذا تعیین زمان اقلیم مطلوب برای این منطقه چندان کاربردی دربرنامه ریزی ندارد. ولی می توان با بهره گیری از تقویم تعطیلات رسمی مدارس (تابستان) تعطیلات نوروز (اوایل بهار) و تعطیلات خاص مذهبی (که به شکل چرخش ماه های قمری است) برنامه ریزی اکوتوریسم را با تلفیق ومعرفی جاذبه های اکوسیستم های طبیعی واقلیمی درهرفصل مشخص ودرقالب نقشــــه های تـــــوریستی دراختیارمـــــردم گــــذاشت وبه موازات آن بـــــرای این مکان برنامه ریزی های خاصی را انجام داده بامحورقراردادن حفظ محیط زیست ویا به تعبیری برنامه ریزی توریسم پایدار که البته مطالعات این نوع برنامه ریزی ها چند سالی است که به موازات هم درنهادهای مختلف منطقه شروع شده وبرخی عملیات اجرایی آن نیز آغاز شده است، اقدامات را شروع کرد. ۲-۲-۱- اوضاع جغرافیایی طبیعی منطقه توس درتقسیمات جغرافیایی، استان خراسان را به لحاظ شاخص های طبیعی به سه منطقه کلی تقسیم کرده اند خراسان شمالی، خراسان مرکزی وخراسان جنوبی. بخش وسیعی از حوزه کشف رود وحوزه اترک درخراسان شمالی قرار دارد. شهرستان های خراسان شمالی شامل مشهد “فریمان”، سرخس، درگز، قوچان، شیروان، بجنورد وجاجرم است. که محدوده موردنظر تنها چهار شهرستان اولیه را دربرمی گیرد. بنابراین اگر محدوده خراسان شمالی را براساس حوزه های یادشده بخواهیم تقسیم کنیم می توان آن را به دو بخش شرقی وغربی تقسیم کرد که چهار شهرستان مشهد، سرخس، فریمان وچناران دربخش شرقی وبقیه دربخش غربی خراسان شمالی قرار می گیرند. شاخص های بسیاری را می توان از ابعاد فیزیکی وزیستی برای منطقه شرقی خراسان شمالی از ابعاد فیزیکــــی و زیستـــــی تقسیم کرد این شاخص ها که به گونه ای پیچیده متأثر از هم هستند را دراین بخش از مطالعات می توان فهرست وار به آن اشاره کرد : الف- شاخص های اجتماعی- اقتصادی : - وجود مرقد مطهر امام هشتم (ع) - مرکزیت اداری- سیاسی استان - استقرار صنایع مهم به ویژه اطراف مشهد - وجود پایانه های مهم ارتباطی بین المللی- ملی- منطقه ای - وجود مرزهای بین المللی شمالی وشرقی (افغانستان وترکمنستان) وموقعیت مهم منطقه از نظر استراتژیک - وجود مسیرهای مهم ارتباطی کشور به سمت مرزهای یادشده ومناطق شمالی ومرکز کشور - بستر راه های مواصلاتی تاریخی نظیر جاده ابریشم - وجود اقوام مختلف ومرکز تاریخی مهاجرت های اجباری وغیراجباری - وجود بیش از ۱۲۱ اثر دیدنی وتاریخی شناسایی شده - سابقه جمعیت پذیر طولانی و وجود روستاهایی که ریشه های تاریخی بسیار کهن دارند. ب- شاخص های طبیعی : - قرار داشتن مرتفع ترین ارتفاعات خراسان دراین قسمت (بیش از ۲۰ کوه قله بالای ۲۰۰۰ متر)، وجود دو رشته کوه کپه داغ، هزار مسجد وبینالود درجهات شمال غربی به جنوب شرقی که موانع ومزیت هایی را از ابعاد جریان های هوای عبوری ایجاد کرده است که دربخش بررسی اقلیم به آن اشاره شد ونقش مؤثری درایجاد شرایط اقلیمی منطقه دارند و همین شرایط موجب تنوع بسیار درپوشش خاک وبه تبع آن پوشش گیاهی درمنطقه شده و زیستگاه ها و رویش گاه های متعددی را به وجود آورده است هرچند که این زیستگاه در چند دهه اخیر به علت توسعه ای غیرپایدار درتهدید نابودی قرار گرفته است. - دره های متعدد با عمق وطول های متفاوت که تنوع زیستی رویش گاهی بسیاری را ایجاد کرده است. شاخص ترین مناطق ییلاقی درخراسان شمالی را به وجود آورده است. نظیر مجموعه کوه های طرقبه، شاندیز، کنیگ، جاغرق و… و وجود باغات قدیمی دراین دره ها. - وجود رودخانه های متعدد درمحدوده ارتفاعات - وجود چشمه هایی که ازنظر طبیعی وتاریخی اهمیت فراوان دارند نظیر چشمه گیلاس (دراواخر سده نهم هجری، امیر علیشیر نوایی آب چشمه گیلاس واقع درحدود ۴۵ کیلومتری شمال غربی مشهد را که قبلا” آب شهــــر تابران توس را تأمین می کرده به مشهد منتقل می کند. پس از وی شاه عباس اول درسفر سال ۱۰۱۶ هجری قمری به مشهد دستور خریداری آب چشمه گیلاس واحداث خیابانی درمشهد وانتقال آب مزبور به خیابان تازه احداث شده را صادر می کند)، چشمه سبز، چشمه های ازغذد و… - وجود مخروط افکنه های بسیار گسترده درپای کوه های این ارتفاعات که هسته های تجمع انسانی ومراکز کشاورزی مهمی را از دیرباز ایجاد کرده اند. - وجود دشت های سیلابی بسیار زیاد و وسیع - تنوع زیاد سازندهای زمین شناسی از پرکامبرین تا عصر حاضر که درسازندهای سخت “انواع مختلف مواد معدنی” را به وجود آورده است. - وجود سازندهای نرم ومنفصل که اغلب درمناطق هموار ودشتی منطقه وجود دارد که هم به عنوان مصالح ساختمانی تاکنون مورد استفاده می شده است وهم از نظر سفره ها یا مخازن آب زیرزمینی اهمیت داشته است وخواستگاه جغرافیایی مهمی دراقتصاد کشاورزی منطقه بوده است. - وجود بزرگ ترین دریاچه خراسان (دریاچه بزنگان یا گل بی بی) در۱۲۰ کیلومتری مشهد با وسعت تقریبی ۶۹ هکتار وبا عمق متوسط ۸ متر وعمق حداکثر ۱۳ متر که منبع مهمی از نظر اقتصادی واکوتوریسم است. شایان ذکراست دریاچه بزنگان جزومناطق حفاظت شده نیز محسوب می گردد. - وجـــــود درختان دیر زیست از انواع سوزنی وپهن برگ که از بعد تحقیقات ژنتیکی و جذابیت های اکوتوریسمی اهمیت ویژه دارند. - وجــود غارهای متعــــــدد که ارزش های تاریخــــی- فیزیکـــــی وزیستی بسیار دارد (دربخش ۳-۲-۱ به نام آنها اشاره شده است) - مسیرهای کوهپیمایی جذاب که از دیرباز موردتوجه کوهنوردان بوده است. - طبق آمار سال ۷۴ درشهرستان مشهد ۵ معدن سنگ گچ وگچ خاکی، ۲ معدن سنگ لاشه و۸ معدن سنگ ساختمانی، ۲ معدن سنگ آهک درحال بهره برداری است. - درشهرمشهد تعداد ۸۱ واحد کوره دستی آهک وجود دارد که در شمال وشمال شرقی این شهرستان فعالیت دارند. - فشار بیش از حد به زیست بوم ها از طریق بهره برداری های ناپایدار کشاورزی، فشار برمراتع به علت عدم تناسب دام درمرتع، قطعه قطعه شدن زیستگاه ها ونابودی پوشش های گیاهی وحیات جانوری این زیستگاه ها. - محدودیت منابع آبی، گفتنی است این محدودیت درکل خراسان وجود دارد به عنوان مثال از ۷۶ دشت خراسان ۵۹ دشت ممنوعه اعلام شده است. - تسطیح تپه ماهورها برای ساخت وساز به ویژه درمناطق کوهستانی نظیر مناطق طرقبه و شاندیز. - گسترش بی رویه شبکه راه ها واحداث مسیرهای عریض به ویژه مناطق کوهستانی بدون توجــــه به حساسیت این مناطق به ریزش، لغزش وخزش شده یا می شود. نمونه های بسیاری تاکنون از خزش درجاده های کوهستانی مشاهده شده است. نظیر جاده نغندر به کنگ ویا دربخش هایی از طرقبه و… - محدود شدن بستر رودخانه ها با توسعه های بی رویه وتصرف بستر رودخانه ها درمناطق دشتــــی وکوهستانـــی برای ایجاد ساختمان، باغ ویا کشاورزی بدون توجه به شاخص های اقلیم های خشک ونیمه خشک وشدت باران های ۲۴ ساعته ویا بیشتر. دراین نوع اقلیم ها، سیل های اتفاق افتاده وخسارت های ایجاد شده خود گویای این مسئله است. سالانه دراین استان ۲۶ سیل به وقوع می پیوندد که خسارت ناشی از آن بالغ بر ۱۱ میلیارد تومان است (دکتر اسماعیل نیا مدیر آبخیزداری جهاد کشاورزی خراسان، ۱۹ خرداد ۱۳۸۱، اطلاعات) - تغییر بستر رودخانـــه با توسعه خانه سازی وبرداشت شن وماسه واز آن بدون ارزیابی های زیست محیطی وتغییر شیب رودخانه ها ومسیل های منطقه - محدودبودن آب های سطحی وزیرزمینی به علت خشکسالی های پیاپی، میزان آبدهی چاه ها بین ۳۰ تا ۱۱۰ لیتر در ثانیه تغییر می کند. رودخانه کشف رود تا قبل از حفر چاه وپائین افتادن آب زیرزمینی در زمینه اقتصادی کشاورزی نقش مهمی داشته است. - اثرات طرح های توسعه وعمران منطقه از دیگر عوامل قابل تأمل دربرهم خوردن تعادل زیست محیطی وتخریب مناطق وتهدید جدی برای محدودترکردن منابع آبی است از جمله این طرح ها می توان به طرح های زیر اشاره کرد : ۳-۲-۱- وضع پستی بلندی ها وارتفاعات، تنگ ها، غارها، اشکفت ها، دشت ها وغیره درمنطقه وحوزه تاریخی توس این منطقه دارای تنوعی از اکوسیستم های کوهستانی، تپه ماهوری، دشتی، دشت های میان کوهی و… است که در زیر به موقعیت و ویژگی برخی از آنها اشاره می شود. بلندترین نقطه آن قله بینالود به ارتفاع ۳۳۰۰ متر از سطح دریا وپائین نقطه آن پل خاتون با ارتفاع ۵۸۰ متر از سطح دریا است. بنابراین طیف اختلاف ارتفاع درمنطقه حدود ۲۷۰۰ متر است. رشته کوه بینالود (آلاداغ) با روند شمال غربی- جنوب شرقی دربخش جنوبی حوزه قرار گرفته است واکثر رودخانه های مهم این منطقه از یال های شمالی این رشته کوه به روند شمال شرقی- جنوب غربی (عمود بر روند وجهت اصلی) کشیدگی ارتفاعات بینالود به سمت دشت کشف رود امتداد می یابند. سازندهای مهم این رشته کوه عبارتند : از ماسه، سنگ، آهک، آهک ماسه ای، دولومیت، شیست، گرانیت ودیگر سنگ های آذرین درونی وبیـــــرونی. قدیمی ترین این سنگ ها، سنگ های کربناته است که طبق نظر بعضی از محققین زمین شناسی متعلق به دوران اول زمین شناسی است. وجود چشمه های پرآب، خصوصا” درشیست ها می تواند نشانه ای بر وجود آب زیرزمینی یا به عبارتی دیگر سفره آب زیرزمینی دراین سنگ ها باشد. از شاخص های مهم این ارتفاعات که مشرف به دشت مشهد است تمرکز زیاد آبراهه ها است. به علاوه بخشی از ارتفاعات این منطقه متأثر ازسنگ شناسی واقلیم منطقه ازجمله وجود سازندهای حساس به فرسایش نظیر شیل ها و فیلیت ها موجب مرفولوژی تپه ماهوری گردیده است. شیب های منطقه نیز تابعی از مرفولوژی فوق بوده وتمرکز شیب های کمتر از ۵۰ درصد عموما” متعلق به مناطق ماهوری وشیب های بیش از ۵۰ درصد نیز درارتفاعات بلندتر هستند. بینالود به هنگام بهار وتابستان عالی ترین مراتع را دراختیار می گذارند. به همین دلیل است که درفصل ییلاق جایگاه کوچ نشینان ونیمه کوچ نشینان است. به خصوص درارتفاع ۱۸۰۰ تا ۲۷۰۰ متر. ارتفاعات کپه داغ- هزار مسجد با روند شمال غربی- جنوب شرقی درقسمت شمالی منطقه قرار دارد. رسوبات این ناحیه متعلق به دوران دوم تا اواخر دوران سوم است. سازندهای مهم منطقه نیز شامل شیل، ماسه سنگ، آهک، دولومیت، آهک دولومیتی، مارن و… است. روی این سازندها را رسوبات جوان تر یعنی رسوبات آواری وتبخیری دوران سوم وچهارم زمین شناسی پوشانده است. ازنظر منابع آب زیرزمینی تنها سازند آهکی وآهک دولومیتی مزدوران ولایه های آهک توده ای تیرگان حائزاهمیت است. دربین ارتفاعات ذکر شده پهنه وسیعــــی از منطقه را دشت ها ومخروط افکنه ها تشکیل می دهند که شامل دشت های مشهد، کلات نادری، گنبدلی، سرجام، سرخس، آق دربند و… می گردند ضمنا” دشت های جنت آباد، صالح آباد، فریمان، تربت جام، شهربانو باخزر، تایباد و کرات نیز از دیگر دشت های منطقه هستند که کانون های مهم جمعیتی را تشکیل داده اند. ازبعد رسوب شناسی تفاوت های ویژه ای بین شمال رودخانه کشف رود وجنوب آن وجود دارد. در شمال رودخانه دردامنه ارتفاعات هزار مسجد مواد تشکیل دهنده سفره از رسوبات آهکی ونهشته های جوان دوران ژنوزوئیک است درحالی که رسوبات تشکیل دهنده سفره دردامنه ارتفاعات بینالود غالبا” شیستی- سیلتی وسنگ ریزه های آذرین است این تغییر در رسوب گذاری منطقه درآبدهی چاه های عمیق دشت مشهد اثر داشته است که تفاوت دبی بیــــن ۳۰ تا ۱۱۰ لیتر درثانیه را درشرایط یکسان آبی به وجــــود آورده است. پرآب ترین چاه های منطقه در حواشی قراء قزل کند، حسن آباد چناران، حوالی شهر چناران، روستای شیخ آب، ناظریه، شیرحصار، منزل آباد وسه راهی فردوسی قرار دارد. هرچند افت نسبی آب زیرزمینی که به معنی تشدید کسری مخزن آب درکل است. تغییرات محسوسی در دبی این چاه ها به وجود آورده است. به علاوه باید گفت که تغذیه این دشت ها بیشتر از نزولات ارتفاعات بینالود است وبنابراین ادامه پایداری وحیات این منطقه بسته به مدیریت آبخیزهای این ارتفاعات است که متأسفانه درتوسعه گردشگری درتهدید جدی قرارگرفته است که تبعا” اثرات خود را به مناطق دشتی ازجمله توس خواهد گذاشت. رودخانه ها از دیگر عوارض طبیعی مهم منطقه هستند که نهایتا” رودخانه کشف رود زهکش طبیعی کلیه آنها دربین دو رشته کوه هزار مسجد وبینالود است. این رودخانه درون سازند کشف رود، تقریبا” از غرب به طرف شرق درجریان است ودرمحل پل خاتون به تجن می ریزد. رودخانه تجن در مرز وتا صحرای قره قوم ادامه دارد. رودخانه کشف رود دارای دبی است ولی حداکثر آن دربهار است. گاهی دارای سیلاب های عظیم موقتی است به طــــوری که فرسایش شدید را غالبا” دربستر رودخانه موجب می شود. نتیجه این فرسایش ها به صورت تراست های آبرفتــــی عهد حاضـــــر در دوطرف رودخانه ظاهر می شود. رودخانه کشف رود از نوع رودخانه های مآندری بوده وگسترش دشت سیلابی (Flood plain) آن متغیر است. دربعضی نواحی به ویژه درشرق منطقه به علت وجود ارتفاعات آق درند ورشته کوه های مزدوران، دشت سیلابی درحاشیه رودخانه تشکیل نشده است. رودخانه کشف رود را می توان یک رودخانه Subsequent محسوب کرد. زیرا روند کلی امتداد این رودخانه تقریبا” از روند کلی طبقات پیروی می کند. رودخانه مزبور دراوایل مرحله مچوریتی (Early Maturty) است زیرا دره ها کم عمق بوده وعرض آنها نسبتا” زیاد وگسترش سیلابی ناچیز است. علاوه براین دریچه های شاخ گاوی (Oxbow lake) که یکی از مختصات مرحله مچوریتی کامل است مشاهده نمی شود. دراین منطقه به دلیل آب وهوای خشک ونیمه خشک فرآیندهای فرسایش مکانیکی بیش از شیمیایی مؤثر بوده است. البته اختلاف لیتولوژی نقش اساسی درفرسایش وپیدایش توپوگرافی کنونی منطقه ایفا نموده است. در سازنــــــد کشف رود به دلیل اختلاف لیتــــــولوژی (شیل وماسه سنگ) وگسل های متعـــدد، به هم ریختگی طبقات کاملا” مشهود است. وماسه سنگ های مقاوم به صورت کلاهک هایی برروی شیل های نرم کشف رود واقع شده اند. درمسیر جاده مشهد به سرخس در گردنـــه مزدوران نیز آهک های سخت این سازند به علت خوردگی دربالای شیل های کشف رود به شکل افقی قرارگرفته و مرفولوژی Butte را به وجود آورده است. همچنین درجنوب رودخانه کشف رود بخشی از مارن های نئوژن عوارض مرفولوژیکی گنبـــدی را به وجود آورده اند که مکانیزم تشیکل این نوع اشکال درنتیجه تخریب مکانیکی سنگ های مقاوم فوقانی (ماسه سنگ وکنگلومرای نئوژن) بوده است. دربسیاری از نقاط در دوطرف کشف رود تراس های دوران چهارم که بیشتر از ماسه سنگ وکنگلومــــرای با سیمان ضعیف تشکیل گردیده اند، برروی رسوبات قدیمی تر واقع شده اند. این رسوبات بر اثر فرسایش تدریجـــــی نسبتا” عمیق کف بستر رودخانه درارتفاع بالاتری نسبت به تراس های جدیدتر که درحواشی رودخانه برجای گذاشته شده اند قرار دارد. به عنوان مثال در رشته کوه های مزدوران به علت اختلاف لیتولوژی بین سازندهای کشف رود (ماسه سنگ وشیل) و مزدوران (دولومیت وآهک) فرسایش مکانیکی موجب تشکیل Escarpment با شیب های تند گردیده است. دراین جا همچنین کانال های عمیق (Gully) مشاهده می شود که حاصل فرسایش درلایه های سست غیرمقاوم درامتداد نقاط ضعف زمین بوده است. ۱۰۰- به علاوه اشکال فرسایش های بادی نیز دراین منطقه کم نیستنــــد از آن جملــــه است صخره هایی درمسیر جاده مشهد به سرخس (تنگ نیزار) دراین جا ماسه سنگ ها که از تخلخل ونفوذپذیری نسبتا” بالایی برخوردارند به علت آب های حاصل از نزولات جوی موجب حل شـــدن نسبی سیمان دراین ماسه سنگ ها شد لذا درهنگام وزش بادهای تنــــــد دانه های ماسه جدا شده وحفره هایی را به وجود آورد که به لانه زنبوری نیز معروف هستند, ۴۲ و ۴۳٫
  • - محدوده تاریخی طوس : درباره طوس قبل از اسلام جز روایات وافسانه های موجود اسناد معتبر دیگری در دسترس نیست. اما می توان حدس زد که این شهر در اواخرحکومت ساسانیان یک شهر مرزداری درجه ۲ بوده که بر سه راه مرو- نیشابور وگرگان قرارداشته است. وجود تپه های زیستگاهی قبل از اسلام در حدود ناحیه طوس خود دلیل محکمی براین مدعی است. نحوه استقرار کاروانسراهای مهم درمسیر این راه ها وهمچنین موقعیت قلعه ها وروستاها ومراکز جمعیتی، مثلثی به مساحت حدود ۶ هزار کیلومتر را تشکیل می دهد که رأس آن غرب مجموعه رادکان وشرق آن مسیر جاده ابریشم حدفاصل رباط شرف تا رباط فخر داوود را شامل می شود. یال شمالی این مثلث دامنـــــه های کوه های هزار چشمه و یال جنوب آن کوه های بینالود را در بر می گیرد. نحوه استقرار محوطه های تاریخی و وجود آثار شاخص در طول دره کارده واقع در کوه های هزار چشمه ودره های زشک ومایان ورودبار در کوه بینالود شکل محدوده تاریخی را از یک مثلث سالم خارج کرده است. عمده ترین عناصر میراث فرهنگی درلبه های بیرونی محدوده تاریخی را می توان به شرح زیر برشمرد. لبه شمالی : - تپه کبیر : واقع در شمال شهر چناران، متعلق به قبل از اسلام که تا زمان سامانیان محل سکونت بوده. - روستای هندل آباد. - قلعه عماد واقع در روستای آل دره متعلق به دوره تیموری. - رباط آبگرم واقع در دره خور متعلق به صدر اسلام. - روستاهای تاریخی رزان واندرخ وکارده. لبه غربی : باتوجه به ارتفاعات دو طرف رادکان پهنه تاریخی درقسمت غرب رأس مثلث را تشکیل می دهد وشامل محوطه های زیر می شود. - مجموعه رادکان شامل قلعه، مزار، میل ومسجد که عمدتا” متعلق به دوره ایلخانی تا نادری است. - روستای اخملد که دارای بند وآبگیری متعلق به دوره تیموریان است. لبه جنوبی : - رباط فخرداوود در مسیر جاده نیشابور که در زمان صفویه تعمیر اساسی گردیده است. - ایوان وکاروانسرا طرق واقع در جنوب مشهد متعلق به دوره تیموریان وصفوی. - رباط خاکستری واقع درجنوب مشهد که متعلق به دوره تیموری است. - روستاهای باستانی مایان، زشک، مغان و ارغند. لبه شرقی : مسیر جاده ابریشم حدفاصل رباط شرف تا سنگ بست ضلع جنوبی این محدوده را با آثار تاریخی زیر شکل می دهد. - کاخ -رباط شرف : این اثر فوق العاده که از بیرون مانند یک قلعه واز داخل مانند یک کاخ باشکوه است متعلق به دوره سلجوقیان درمسیر شهر سرخس قرار دارد. - کاخ -رباط ماهی : که در حدفاصل رباط شرف وسنگ بست قرار گرفته واحتمالا متعلق به دوره غزنویان است. - رباط چاهه : که در نزدیک رباط ماهی قرار داشته وحدودا” تخریب شده است. - مجموعه سنگ بست : این مجموعه که شامل بنائی گنبدوار ومیلی به ارتفاع ۴۰ متر ؛ متصل به پهنه ای از ساخت وسازهای مخروبه ای است که در زمان خود از آبادانی و وسعت زیادی برخوردار بوده. این مجموعه که درجنوب مشهد قرار دارد احتمالا” متعلق به دوره غزنویان می باشد. در داخل محدوده تاریخی رباط ومزار ویرانی واقع در مسیـــــر قدیمی جاده توس به نیشابور ونیز تپه های باستانی مشرف به چشمه گل اسب (گیلاس)ومیل اخنگان در مسیر روستای پاژ به توس و روستای میامی در مسیر جاده قدیم سرخس به مشهد از عناصر مشخص تاریخی این محدوده هستند.
  • منطقه بندی در محدوده شهر تابران
    فضاهای درون باره توس را می توان به ۵ گروه عمده تقسیم کرد : ۱- باغ- آرمگاه فردوسی ۲- ارگ حکومتی ۳- عرصه شارستان تابران توس ۴- محدوده ربض ۵- باره وحریم درونی آن همان گونه که در بخش ضوابط ومقررات این طرح آمده است، باتوجه به مشخص بودن موقعیت وشرایط این فضاها، به جز محدوده ربض، کاربری آن ها از پیش تعیین شده است. این فضاها به طور عمده به کاربری های فرهنگی، کاربری های ویژه برای کاوش های باستانی وحریم آنها اختصاص می یابند : ۱- باغ- آرامگاه فردوسی : این محدوده به دلیل وجود آرامگاه فردوسی، فضایی فرهنگی است. در دو سوی شرقی وغربی این باغ- آرامگاه، فاصله ای به عرض ۲۰ متر در نظرگرفته شده است تا به وسیله آن، از نظر بصری وکالبدی از فضاهای مجاور تفکیک پذیر باشد. درقسمت جنوبی آن، به منظور وسعت بخشیدن به فضای این باغ- آرامگاه، جلوخانی در نظرگرفته شده است. ۲- ارگ حکومتی : این محــــدوده، به دلیل وجود بنای ارگ حکومتی وفعالیت های گسترده ای که در زمینه کاوش های باستان شناختی درآن انجام می شود، دارای کاربری فرهنگی است. برای این محدوده نیز فاصله ای به عرض ۲۰ متر در نظر گرفته شده است. این فاصله به منظور حراست از بنا وتفکیک آن از عناصر پیرامونی تعیین شده است. ضوابط این فاصله، همچون ضوابط ارگ است. بنابراین دراین فاصله هیچ گونه ساخت وساز، کشت و زرع، فضای سبز ودرختکاری نباید وجود داشته باشد. این محوطه باید با شن ریزی مفروش شود. ۳- عرصه شارستان : این محدوده، که به احتمال زیاد محدوده مسکونی وبافت پُر شهرتاریخی تابران توس است، با گمانه زنی های باستان شناختی وطبق نظر کارشناسان سازمان میراث فرهنگی وگردشگری تعیین شده وممکن است درآینده، با کاوش های مجدد، گسترش بیش از این یابد. چنان که درمطالعات تاریخی گفته شد، شهر تابران دارای دو دوره تاریخی است. دوره نخست از قرن دوم وسوم هـ.ق تا آستانه حمله مغول به طول انجامید که با این حمله ویران شد. اوج آبادانی این دوره در زمان سلجوقیان رخ داده است واز همین رو به دوره سلجوقی نام گذاری می شود. دوره دوم از قرن هفتم، با حاکمیت کرکوز؛ که از سوی مغولان به حاکمیت خراسان می رسد، آغاز می شود وتا حمله میران شاه پسر تیمور، که توس را به کلی ویران ساخت، ادامه می یابد. اوج آبادانی این دوره نیز به دوره ایلخانی تعلق دارد وازاین رو به همین نام، خوانده می شود. مرکز تجاری شهر تابران : متون تاریخی وگمانه های باستان شناسی حاکی از آنند که در مرکز شهر تابران، چهار سو بازاری است که محل تلاقی راه های اصلی منتهی به دروازه های اصلی شهر بود. از آن جا که در شهرهای باستانی ایران، مرکز تجاری در کنار مرکز مذهبی شهر جای داشت، محدوده پیرامونی هارونیه به عنوان مرکز کاوش کاربری های تجاری شهر تابران انتخاب می شود. این نقطه دربخش شرقی هارونیه، حدفاصل هارونیه تا محوطه کاوش باستانی مسجد (روبروی هارونیه) ودرمحدوده حریم بلوار پردیس جای دارد. ۲- مرکز کارگاهی تابران : بنابه شواهد وگمانه های باستان شناسی، حدفاصل چهار سو بازار ودروازه نیشابور، پس از عبور از بافت مسکونی، کارگاه های فلزکاری وسفال گری تابران جای داشت. این محدوده گستردگی زیادی دارد وتنها کافی است قسمت کوچکی از ان وبنا به تشخیص کارشناسان سازمان میراث فرهنگی وگردشگری به کاوش های کارگاهی وصنعتی اختصاص یابد. ۳- بافت مسکونی تابران : تمامی پیرامون مرکز شهر، به احتمال، بافت مسکونی تابران است. ازاین رو، یک نقطه از آن را، بنا به صلاحدید کارشناسان میراث فرهنگی وگردشگری، می توان به این نوع کاوش اختصاص داد. به جز این سه نقطه، هم اکنون کاوش های باستان شناسی بر دو نقطه دیگر، یعنی ارگ حکومتی وبنای مسجد (روبروی هارونیه) درحال انجام است. بنابراین از مجموع کاربری های عمده شهر تاریخی تابران توس، کاربری های مسکونی، تجاری، کارگاهی، مذهبی وحکومتی زیرپوشش فعالیت های کاوشی قرار گرفته ویا خواهند گرفت. ۴- محدوده ربض : حدفاصل محدوده شارستان وارگ تا حریم درونی باره طوس کاربری تعیین شده برای محدوده ربض، کاربری باغ، نه برای فعالیت های متعارف باغ داری، بلکه باید به طور عمده برای مصارف گردشگری، فرهنگی وفراغتی باشد. درختان این باغ ها می توانند از نوع مثمر یا غیر مثمر، و باید از نوع کم آب بر وبا ریشه های کم عمق باشند. آبیاری آنها باید به صورت قطره ای یا کوزه ای باشد. زیر درختان وفضاهای بدون درخت نباید چمن کاری شوند. گیاهان پوششــــی باید از نوع گیاهان بومی همچون بومادران، شقایق وحشی وجز آنها، که کم آب بر وسازگار با اقلیم این منطقه اند، باشد. طراحی محوطه باغ نیز باید با الهام از باغ های ایرانی صورت گیرد. ۵- بارو و حریم درونی آن : فاصله محدوده ربض تا باره که ۳۵ متر تعیین شده، حریم درونی باره تعریف می شود. دراین محدوده، همچون محدوده شارستان، هیچ گونه ساخت وساز، کشت و زرع، فضای سبز ومعبری ایجاد نمی شود. این محوده باید با شن ریزی مفروش شود.
  • بنای هارونیه
    بقعه هارونیه در بدو ورود به شهر جدید توس در سمت چپ بنای مربع شکل آجری با گنبدی بر بالای آن خود نمایی می کند که ارتفاع آن 25 متر است . در مورد قدمت و تاریخچه این بنا اطلاعات دقیق و موثقی در دست نیست در باور مردم توس این بنا زندان هارون الرشید بوده و در آن سادات و علویان شکنجه و زندانی می شده و حتی پس از مرگ نیز در همان محل در درون چاهی دفن می شده اند اما واقعیت نمی تواند چنین باشد این بنا مربوط به عهد سلجوقیان یعنی 700تا 800 سال پیش می باشد شباهت فراوان این بقعه به مقبره ( سلطان محمد خدابنده الجاتیو )در سلطانیه و مقبره (سلطان سنجر )در مرو موید این نظریه می باشد . در مورد نامگذاری این بقعه نیز اطلاعات موثقی وجود ندارد این بنا در برخی کتب خانقاه، مسجد جامع ،زندان هارون ،آرامگاه، نقارخانه و... عنوان شده اما چیزی که مسلم است این بنا می توانسته در دورانهای مختلف کاربری های مختلفی داشته باشد همانگونه که در یکی از اتاقهای عقبی آن صورت محرابی وجود دارد ولی پلان آن شباهتی به مسجد ندارد همچنین با توجه به بررسی های انجام شده در این بنا عمر آن را به زمان سلجوقیان نسبت می دهند یعنی بنا خیلی جوانتر از آنست که هارون از آن استفاده کرده باشد مگر بنای جدید بر روی زندان هارون ساخته شده باشد با کاربری متفاوت اما در بین اهالی به همان نام قبلی خود معروف بوده اما اینکه در ابتدا به چه منظوری ساخته و استفاده شده هنوز معلوم نشده است و این بدان خاطر است که بقعه در طول تاریخ دستخوش تغییرات زیادی شده البته در تواریخ از این بقعه به خانقاه یاد شده که در قرن ششم خواجه عثمان هارون از مشایخ خراسان در آن اقامت داشته ودر همان محل نیز تدریس می کرده است البته محل تدریس وی دقیقا معلوم نیست ولی با توجه به عمر بنا می توان نام هارونیه را به ایشان نسبت داد نه به هارون الرشید عباسی در کاوشهای باستان شناسی در کنار این بقعه بنایی پیدا شده که مسجد مدرسه نام دارد و احتمالا همان گنبد کوچک کاشی کاری شده باشد که اعتماد السلطنه به نقل از جیمز فریزر از آن یاد کرده است این بنا در سالهای اخیر بازسازی و مرمت شده تا مورد بازدید علاقمندان به آثار و ارزشهای باستانی قرار گیرد .عکسی که در کتاب (مطلع الشمس ) از این بنا کشیده شده با بنای امروزی کمی تفاوت دارد که این تفاوت بخاطر تغییراتی است که گروه مرمت این اثر زیر نظر انجمن آثار ملی سابق به بنا داده اند گر چه کار مرمت را بخوبی انجام داده اند ولی در حفظ شکل ظاهری اصلی دقت کافی را نکرده و برخی قسمتهای بنا را حذف و یا پوشانده اند بنا دارای چهار راه پله می باشد در قسمت عقب عمارت سه قسمت یا اطاق وجود دارد که سقف اطاق وسطی را با گچ مقرنس تزیین کرده اند البته عمارت ریزه کاری های زیادی داردو نمی توان همه آنها را بیان نمود هارونيه يا خانقاه غزالي اولين بناي تاريخي كه توجه هر تازه وارد به شهر تابران توس را جلب مي كند . ساختمان عظيمي در مدخل شهر است كه به « بقعه هاروني » يا « هارونيه » شهرت يافته است . اين بنا كه قدمت آن به قرن هشتم ونهايتا هفتم بيشتر نمي رسد ، به زعم اعتقاد بعضي كه آن را به هارون الرشيد (170تا 193ه.ق) نسبت مي دهند،‌نمي تواند ربطي به آن زمان داشته باشد . به زعم نظر بعضي هم كه بناي ياد شده را «خانقاه غزالي » دانسته اند ،‌احتمال ارتباط ساختمان با امام محمد غزالي (450-505ه.ق) بسيار كم و بلكه هيچ است . گور غزالي يعني خانقاه وي بيرون حصار توس بوده و در زماني كه بدرستي نمي دانيم با خاك يكسان شده است . برخي از اهالي توس گور ويران شده غزالي را در نقطه اي واقع در چند صد قدمي غرب باره شهر نشان مي دهند ، و گويا سنگ گور او هم در آن حوالي ديده اند. اين محل در سال 1374هجري شمسي حفاري شد و تقريبا گور غزالي به دست آمد .
  • ارگ تاریخی توس
    ارک مرکزی (کهن دژ) در مرتفع ترین قسمت توس ودر قسمت شمال غربی شهر ارکی قرار دارد که مرکز حکومتی و دیوانی شهر قدیم توس بوده است این ارک بوسیله سه حصار و یک خندق حفاظت، حمایت و از دیگر قسمتهای شهر جدا می شده و این مورد نشان از اهمیت ویژه آن برای شهر بوده سه حصار شهر شامل 1-حصار اول : دور تا دور خندق از بیرون یک دیوار چینه ای مستحکم وجود داشته که به کلی از بین رفته و از آن فقط یک خط کم رنگ با برجستگی کم ارتفاع باقی مانده . 2-حصار دوم(حصار داخلی ): از جنس خشت های استاندارد آن زمان یعنی23 در 23 و قطر 5 سانتیمتر ساخته شده است .این حصار دارای دو دروازه در غرب و جنوب غرب و 8 برج در زوایا و طرفین دروازه ها بوده که از چینه و خشت بوده است 3- حصار سوم ( حصار هسته اصلی قلعه ): از جنس خشت و دارای دو در ورودی در غرب و شمال و چهار برج در گوشه ها و دو برج در طرفین ورودی ها بوده است در فضای بین دو حصار دوم و سوم بقایای معماری در هم فرو ریخته ای وجود دارد که بعلت خرابی بیش از حد نیاز به کاوشها و بررسی های بیشتری دارد ولی هنوز بطور دقیق وضعیت آنها مشخص نیست
حداقل
توس
27
ساختار شهر توس
چکیده: پلان مدور در شهر توس يادآور شهرهائي مانند تيسفون- اردشير خوره- تخت سليمان است که توسط برج و باروئي مستحکم محصور بوده است.      در اين شهر تقسيمات طبقاتي رايج در شهرهاي پيش از اسلام ايران کاملا" به وضوح ديده مي شود. ادامه »
27
منطقه بندي درمحدوده شهر تابران توس
چکیده: همان گونه که در بخش ضوابط ومقررات اين طرح آمده است، باتوجه به مشخص بودن موقعيت وشرايط اين فضاها، به جز محدوده ربض، کاربري آن ها از پيش تعيين شده است. اين فضاها به طور عمده به کاربري هاي فرهنگي، کاربري هاي ويژه براي کاوش هاي باستاني وحريم آنها اختصاص مي يابند ادامه »
18
محدوده تاريخي توس
چکیده:   درباره توس قبل از اسلام جز روايات وافسانه هاي موجود اسناد معتبر ديگري در دسترس نيست.      اما مي توان حدس زد که اين شهر در حکومت ساسانيان يک شهر مرزداري درجه 2 بوده که بر سه راه مرو- نيشابور وگرگان نظارت داشته.      وجود تپه هاي زيستگاهي قبل از اسلام دراين محدوده خود دليل محکمي براين مدعي است. نح... ادامه »
18
شناخت و معرفی آثار تاریخی منطقه تاریخی توس
چکیده: منطقه تاریخی توس در دوران پیش از تاریخ و تاریخی به بركت آب و هوای مناسب و مجاورت با شاهراه بزرگ شرق (جاده ابریشم) مورد توجه بوده و در دوران اسلامی و پس از حضور امام هشتم شیعیان نیز مفهومی قدسی و زیارتی به خود گرفته است. این عوامل در مجموع فراوانی تپه ها، محوطه ها و بناهای باستانی و تاریخی را موجب شده اند كه در زیر معرفی می شوند: ادامه »