یکشنبه ، 07 خرداد 1396
حداقل
حکام غیر طوسی

                                        حکام غیر طوسی مدفون در طوس

ارسلان جاذب و مقبرة وی

 

    مقدمه :

ارسلان جاذب یکی از دو سردار بزرگ سلطان محمود غزنوی، و از ابتدای سلطنت محمود (سال ۳۸۹) تا حدود سی سال بعد (۴۱۹) والی و سپهدار طوس بود. بنابراین فردوسی ( ¬ فصل اول، شمارة۶)دست کم حدود بیست سال آخر عمر خود را در زمان حکومت ارسلان در طوس گذرانده است.

ارغون شاه :

اولین باری که از این امیر جانی قربانی در تاریخ نام برده شده پس از مرگ آخرین ایلخان (سلطان ابوسعید بهادر) بوده است، که در سال ۷۳۶ ه‍ / ۱۳۳۵م / درگذشت. چنان‌که می‌دانیم پس از مرگ ابوسعید اُمرای خراسان یکی از خانزادگان مغول به نام «طغاتیمور» را به خانی برداشتند، ارغون شاه هم یکی از آن امرا بود. متأسفانه معلوم نیست که ارغون شاه و خانواده‌اش پیش از آن چه جایگاهی در حکومت خراسان و طوس داشته‌اند. تنها خبر مهم همان است که توسط مؤلف مجمع الانساب نقل شده و می‌نمایاند که ارغون شاه برادرانی به نامهای «ایسن» و «سَبَنج» (یا سَوَنج) هم داشته است. در آن حال از دو امیر مهمِّ عهد الجایتو به نامهای «ایسن قتلغ» و «امیرسَوَنج» نیز یاد شده که مقام شبه امیرالامرایی در خراسان داشته‌اند، اما هیچ یک از آن دو، برادر ارغون شاه جانی قربانی نبوده‌اند[۱]. ضمناً ظهور امیر چوپان و فرزندان او در عرصة سیاست کشور و خراسان در زمان الجایتو و فرزندش ابوسعید ( ۷۱۶ تا ۷۳۶) نیز سبب شده تا خانواده‌های حکومتگر دیگر کمتر میدان و نام بیابند.

محمدبیک بن ارغون‌شاه :

بنا بر توضیحات مورّخان، محمد بیک در زمان شکست پدرش از سربداران نسبتاً جوان بوده، چون تا حدود سی سال بعد زیسته است. در نتیجه پذیرفتنی است که ابتدا افراد دیگری از خاندان جانی قربانی چون امیر توکل بولا (برادر ارغون‌شاه) و امیرحسن بصری پسر حیاطغا (حیاطغا پسر عموی ارغون شاه بوده است) به زعامت قوم جانی قربانی رسیده باشند، و بعد امیر محمد بیک.

علی بیک بن ارغون شاه :

چون تیمور لنگ ماوراءالنهر را از آنِ خود کرد، در اواخر سال ۷۸۲ فرزند ۱۴ ساله‌اش «میرانشاه» را به منظور فتح هرات و براندازی آل‌کرت روانة خراسان نمود، بعد هم خودش در اوایل سال ۷۸۳ به میرانشاه پیوست و هرات را به‌تصرّف درآورد.

به رغم کوچ دادن اغلب جانی قربانیها به ماوراءالنهر و قتل علی بیک، باز بعضی از اُمرای این خاندان وارد دستگاه تیمور شدند و در سالهای بعدی به حکومت موقّت هم رسیدند. یکی از این امیران «حاجی بیک» نام داشت که دقیقاً معلوم نیست چه نسبتی با علی بیک و برادر او محمد بیک داشته است، اما احتمال می‌رود که فرزند محمد بیک بوده باشد[۲]. این حاجی بیک که دانسته نیست دقیقاً از کی به تیمور پیوسته بود، در فتح و کشتار اصفهان به سال ۷۸۹ همراه او بود، بعد هم به اتّفاق امیری دیگر از سوی تیمور به محافظت و حکومت اصفهانِ بی جان منصوب گردید[۳].


 


[۱] ـ بنگرید به تاریخ مغول، صص ۳۰۸، ۳۰۹، ۳۱۳، ۳۱۶، ۳۲۱، ۳۲۵، ۳۲۶، ۳۲۷، ۳۲۹،۳۳۰؛ تاریخ گزیده، صص ۶۰۷ تا ۶۱۴ ؛ و حبیب السیر، ۳ ، ذیل «ایسن بوقا» و « ایسن قتلغ» و «سونج» .

[۲] ـ بنگرید به کتاب اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در قرن هشتم، صص ۷-۱۴۶ (ومنابع آن)

[۳] ـ حبیب السیر ، ۳ ، ص۳۲۰٫